را معالجه خواهد كرد و از آن بيمارىها راحتش خواهد ساخت ، چنين فردى همين انتظار كشيدنش براى پايان يافتن مدت و آمدن آن طبيب مورد اطمينان ، مايهء تسلى جان و تقويت روحيه و بر طرف شدن غم و غصهاش مىباشد ، از همين روى هنگامى كه ابو بصير از امام صادق عليه السّلام سؤال كرد : فدايت شوم ، چه موقع فرج خواهد بود ؟ حضرت فرمود : اى ابو بصير آيا تو هم از كسانى هستى كه دنيا مىخواهند ؟ كسى كه اين امر را شناخت به راستى به جهت انتظار كشيدنش از او فرج شده است « 1 » .
و از محمد بن الفضيل از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت آورده كه گفت : از آن حضرت دربارهء چيزى از فرج پرسيدم ، فرمود : آيا مگرنه انتظار فرج خود از فرج است ؟ خداوند - عزّ و جل - مىفرمايد :
فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ ؛
منتظر باشيد به درستى كه من هم از منتظران مىباشم . « 2 »
و از حسين بن جهم آمده كه گفت : از حضرت ابو الحسن امام موسى كاظم عليه السّلام دربارهء فرج پرسيدم ، فرمود : آيا نمىدانى كه انتظار فرج از فرج است ؟ گفتم : نمىدانم مگر اينكه شما به من بياموزيد ، فرمود : آرى انتظار فرج بخشى از فرج است . « 3 »
و در غيبت نعمانى از حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام آمده كه فرمود : اصحاب محاضير [ شتابزدگان ] هلاك شدند ، و نزديك شمارندگان نجات يافتند و پناهگاه برپايههاى محكم خود ثابت ماند ، همانا كه پس از غم و اندوه فتح شگفتى خواهد بود . « 4 »
و از على بن يقطين آمده كه گفت : حضرت ابو الحسن امام كاظم عليه السّلام به من فرمود : دويست سال است كه شيعه با آرزوها تربيت مىگردد . راوى گويد : يقطين به پسرش على گفت : چگونه است كه آنچه دربارهء ما [ حكومت بنى العباس ] گفته شده واقع گرديد ، و آنچه دربارهء [ حكومت حق ] شما گفته شده انجام نگرفت ؟ على گفت : البته آنچه دربارهء ما و شما گفته شده هر دو از يك منبع بوده است ، مگر اينكه جريان شما وقتش رسيده بود ، پس بىكم و كاست مطلب به شما گفته شد ، و همانطور هم كه گفته بودند انجام يافت ، ولى امر ما هنگامش نرسيده پس با اميدها دلگرم شديم ، و اگر به ما مىگفتند : اين امر تا دويست يا سيصد سال ديگر تحقق نخواهد يافت ، البته دلها قساوت مىگرفت ، و عموم مردم از اسلام برمىگشتند ، ولى مىگفتند : به زودى اين امر واقع مىگردد و خيلى نزديك است ، تا دلها باهم الفت گيرد و گشايش نزديك گردد . « 5 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، 52 / 142 ، ح 54 ؛ غيبت نعمانى ، 180 .
( 2 ) . بحار الانوار ، 52 / 128 ، ح 22 .
( 3 ) . بحار الانوار ، 52 / 130 ، ح 29 .
( 4 ) . غيبت نعمانى ، 104 .
( 5 ) . اصول كافى ، 1 / 369 ذيل ح 6 .