رفتار و اخلاق اسلامى مدارا كند . و اما سنّتى كه از امام عليه السّلام لازم است در او باشد ، صبر در سختىها و ناراحتىها است ، تا اينكه خداوند براى او فرج برساند . . . . « 1 »
و نيز در روضهء كافى به سند خود از حسن بن شاذان واسطى آورده كه گفت : به حضرت ابو الحسن امام رضا عليه السّلام نامهاى نوشتم كه در آن از جفاى اهالى واسط ، گلايه كردم . چون در اين شهر گروهى از عثمانىها بودند كه مرا اذيت مىكردند ، جواب به خط آن حضرت عليه السّلام چنين آمد :
خداوند تبارك و تعالى از دوستان ما پيمان گرفته بر صبر كردن در دولت باطل ، پس به حكم پروردگارت صبر كن كه هرگاه سرور خلق بپاخيزد خواهند گفت : ( اى واى بر ما چه كسى ما را از آرامگاهمان برانگيخت ، اين است آنچه خداوند رحمان وعده داده و فرستادگان راست گفتند ) . « 2 »
مىگويم : منظور از « سرور خلق » حضرت قائم - عجّل اللّه فرجه الشريف - مىباشد ، و اينكه فرمود :
خواهند گفت : اين است آنچه خداوند رحمان وعده داده . . . . اشاره به آن است كه آن حضرت به اذن خداى تعالى آنها را زنده مىكند و از آنان انتقام مىگيرد ، چنانكه در روايات آمده است .
و در اصول كافى از امام صادق عليه السّلام آمده كه فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمودند : زمانى بر مردم خواهد آمد كه حكومت جز به وسيلهء كشتن و ستمگرى به دست نيايد و ثروت جز با غصب و بخل فراهم نگردد و محبّت و دوستى جز با بيرون راندن دين و پيروى هواى نفس حاصل نشود ، پس هركه آن زمان را دريابد و بر فقر صبر كند درحالىكه بتواند به ثروت رسد ، و بر دشمنى مردم صبر كند با اينكه [ به وسيلهء از دست دادن دين و پيروى از هوس ] بتواند محبّت مردم را جلب نمايد ، و بر خوارى و ذلّت صبر كند در صورتى كه قدرت عزيز شدن را داشته باشد ، خداوند پاداش پنجاه صدّيق از تصديقكنندگان مرا به او خواهد داد . « 3 »
و در خرايج آمده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : پس از شما قومى خواهند آمد كه يك تن از آنها اجر پنجاه تن از شما را خواهند داشت ، عرض كردند : اى رسول خدا ما در بدر و أحد و حنين با تو بوديم و قرآن در ميان ما فرود آمد ! فرمود : آنچه بر آنها فرود آيد شما تحمل نمىكنيد و مانند آنها صبر نداريد .
مىگويم : اين اشاره به حال مؤمنين صبور در زمان غيبت امام عصر عليه السّلام است ، چنانكه ساير اخبار شاهد بر آن است .
هامش
( 1 ) . تحف العقول ، 230 .
( 2 ) . روضه كافى ، 247 ، ح 346 ؛ سوره يس ، آيه 52 .
( 3 ) . اصول كافى ، 2 / 91 .