تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
و در كتاب تحف العقول در سفارش‌هاى امام صادق عليه السّلام به مؤمن الطاق نظير اين سخن آمده است . « 1 » و نيز در كافى در خبر صحيحى از فضيل آمده كه گويد : به حضرت ابو عبد اللّه امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : آيا مردم را به اين امر دعوت كنيم ؟ فرمود : اى فضيل ! هرگاه خداوند خير بنده‌اى را بخواهد فرشته‌اى را فرمان دهد كه گردن آن بنده را بگيرد و او را خواه‌ناخواه به اين امر داخل نمايد . « 2 » و در همان كتاب در حديث ديگرى از امام صادق عليه السّلام آمده كه فرمود : به خاطر دين خود با مردم مخاصمه مكنيد ، زيرا كه ستيزه‌جويى دل را بيمار مىنمايد ، خداى - عزّ و جلّ - به پيغمبرش صلّى اللّه عليه و إله فرمود :
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
« 3 » ؛ تو هركس را دوست بدارى هدايت نكنى ولى خداوند هركه را خواهد هدايت كند . و فرموده :
أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ
« 4 » ؛ آيا تو مردم را وادار توانى كرد تا مؤمن باشند . دستهء هشتم : وضعشان مشخص نيست ، يعنى : نمىدانى كه اهل دعوت و پذيرش حق هست يا نه ؟ وظيفهء عالم نسبت به چنين كسى همان روايتى است كه شيخ اقدم محمد بن الحسن صفّار در بصائر الدرجات به سند خود از اصبغ بن نباته از امير مؤمنان على عليه السّلام آورده كه گفت : شنيدم آن حضرت مىفرمود : همانا حديث ما صعب مستصعب « 5 » است ، خشن و مخشوش است . پس اندكى به سوى مردم برافكنيد هركس آن را شناخت ، او را بيفزاييد ، و هركه انكار كرد خوددارى نماييد . آن را تحمل نكند مگر سه طايفه : فرشته‌اى مقرّب ، يا پيغمبرى مرسل ، يا بندهء مؤمنى كه خداوند دلش را براى ايمان آزموده باشد . « 6 » و به سند خود از فرات بن احمد آورده كه گفت : امير مؤمنان على عليه السّلام فرمود : همانا اين حديث ما به گونه‌اى است كه دل‌ها به سختى آن را مىپذيرد ، پس هركس [ آن را ] شناخت ، او را بيفزاييد و آنان را كه روى گردانند ، واگذاريد . « 7 »
هامش
( 1 ) . تحف العقول ، 229 . ( 2 ) . اصول كافى ، 2 / 213 ، ح 3 . ( 3 ) . سوره قصص ، آيه 56 . ( 4 ) . سوره يونس ، آيه 99 و اصول كافى ، 1 / 166 و نيز 2 / 213 . ( 5 ) . صعب : دشوار ، و مستصعب آن است كه شنونده آن را دشوار مىبيند و خشن : ضد ليّن و نرم است ، چون تحمل آن براى كسانى كه آزموده نشده‌اند دشوار مىباشد ، و مخشوش : شترى است كه در بينىاش خشاش - به كسر - قرار مىدهند تا بيشتر رام گردد ، براى توضيح بيشتر به ترجمه جلد اوّل همين كتاب مراجعه شود . ( مترجم ) . ( 6 ) . بصائر الدرجات ، 21 ، باب 11 ، ح 5 . ( 7 ) . بصائر الدرجات ، 23 ، باب 11 ، ح 12 .