مىگويم : اى خوانندهء هوشمند دانا ببين آيا مىتوان تصور كرد كه همهء علما از زمان معصومين عليهم السّلام تا زمان ما از چنين مطلبى كه نام آن در قرآن مجيد و اخبار متعددى آمده ، غفلت كنند ، با اينكه آن مطلب چيزى باشد كه عموم نسبت به آن - بهطور واجب يا مستحب - وظيفه و تكليف داشته باشند ؟ و هيچ كدام از آنان ( علما ) از آن يادى به ميان نياورند ، و در گفتگوها و مباحث آنها سخنى دربارهء آن شنيده نشود ، و در مجالس و محافل خود آن را عنوان ننمايند ؟ آيا جز به خاطر اين است كه دست به دست ديگرى دادن به عنوان بيعت جايز نيست ، مگر اينكه معصوم باشد يا نايب خاص او ؟ و آيا جز به خاطر اين است كه همگى در اين رأى متّفقند به طورى كه هيچ يك از آنان به صورت احتمال هم آن را ذكر ننموده ، چنانكه در بسيارى از مسائل فقهى شيوهء آنها است . از خداى تعالى خواستاريم كه ما را از خطا و لغزش در گفتار و كردار محفوظ بدارد .
و چون كتاب اين شخص فارسى است چنين ديديم كه حاصل سخنش را در اينجا به زبان عربى بياوريم ، پس مىگوييم : براى استحباب بيعت در اين زمان و مانند آن استدلال نموده به فرمودهء خداى تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً
« 1 » ؛ كسانى كه با تو بيعت مىكنند در حقيقت با خداوند بيعت مىكنند ، دست خدا بر روى دست آنان است ، پس از آن هركس بيعت را نقض نمايد در حقيقت بر زيان و هلاك خويش إقدام كرده و هر آنكه بر آنچه با خداوند عهد بسته وفادار بماند خداوند او را پاداش بزرگى خواهد داد . وى گويد : « و معلوم است كه چيزى كه اجر داشته باشد و به منزلهء وفاء به عهد خدا و دست دادن به دست خدا باشد ، البته اگر واجب نباشد لامحاله مستحب مؤكّد خواهد بود » « 2 » . سپس گفته : « اصل در فعل و ترك پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله كه مقدمهء اطاعت وى در رسالت باشد رجحان است » « 3 » . آنگاه پس از سخنانى چنين گويد : « و چونكه رجحان وى دانسته شد پس به دليل اصالت اشتراك از براى امام عليه السّلام و نوّاب او نيز راجح است » . اين بود حاصل سخن او ، و تو مىدانى كه چنين سخنى شايسته نيست از علماى اعلام صادر شود ، چون آيهء شريفه دلالت دارد بر وجوب وفاء به آن بيعتى كه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله انجام شود ، و اينكه هركس آن را وفا كرد پاداش بزرگى برايش هست ، و هركه آن را شكست به خودش ضرر زده و بدى كردار و فساد
هامش
( 1 ) . سوره فتح ، آيه 10 .
( 2 ) . صيغ العقود ، 146 .
( 3 ) . صيغ العقود ، 147 .