رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ
« 1 » ؛ به درستى كه شما را در پيروى از رسول خدا الگوى خوبى هست براى كسى كه به خداوند و روز بازپسين اميدوار باشد . و مانند اين آيات . . .
وجه استدلال اينكه : آيات دلالت دارند بر خوبى و پسنديده بودن پيروى از افعال و كارهاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و از جمله كارهاى آن حضرت كه به شهادت آيات و روايات از او صادر گشته : بيعت گرفتن از مؤمنين و مؤمنات مىباشد ، پس براى آنان مستحب است كه در بيعت و دست دادن به آن حضرت صلّى اللّه عليه و إله تأسّى جويند و اقتدا نمايند .
مىگويم ، نخست : دلالت داشتن آيات ياد شده بر وجوب يا استحباب تأسّى و پيروى در تمام افعالى كه از آن جناب صادر شده معلوم نيست ، چنانكه در جاى خود تحقيق كردهايم ، بلكه ظهور دارند در وجوب ايمان به آن حضرت و به كار بستن امر و نهى آن بزرگوار . و اگر تفصيل مطلب را در اينجا بازگو كنيم از مقصود و منظور اصلى خود دور مىافتيم .
دوم : بر فرض كه دلالت آن آيات را بر پسنديده بودن متابعت و پيروى از آن حضرت بهطور مطلق ثابت بدانيم ، مىگوييم : در صورتى دلالت مىكند كارى كه از آن جناب صادر گرديده ، به همان نحو انجام دهيم ، و در موضوع مورد بحث ما اين كار نشدنى است ، چون بيعتى كه در زمان آن حضرت صلّى اللّه عليه و إله صادر گشت مقيّد بود به اينكه دست در دست آن جناب نهاده شود ، يا به فرمان ايشان بيعت انجام مىشد ، همچنانكه بيعت با مسلم بن عقيل عليه السّلام به دستور مولايمان امام حسين عليه السّلام بود . ولى در زمان ما و مانند آن ، دليلى بر جايز بودن بيعت به گونهء دست به دست ديگرى زدن ، وجود ندارد ، پس اين كار از بدعتهاى حرامى است كه مايهء لعنت و پشيمانى است ، و با اين بيان وجه فرمايش مولايمان حضرت صادق عليه السّلام در حديثى كه پيشتر از مفضّل آورديم اينكه : هر بيعتى پيش از ظهور حضرت قائم عليه السّلام بيعت كفر و نفاق و نيرنگ است . . . معلوم مىشود . و از آنچه ياد كرديم فساد پندار يكى از علماى زنجانى ظاهر مىشود كه در كتاب صيغ العقود خود استحباب بيعت كردن با فقها را حتمى دانسته ، و صيغهاى براى عقد بيعت درست كرده ، و در اينكه بيعت از عقدهاى جايز است يا لازم بحث نموده است ! . و از دلايل مردود بودن پندار او اينكه در آغاز سخن خودش اعتراف كرده كه عقد بيعت و صيغهء آن در كتب هيچ يك از متقدمين و متأخرين ياد نشده است .
هامش
( 1 ) . سوره احزاب ، آيه 21 .