نيّت و پليدى باطن دامنگير خودش خواهد شد ، و دلالت ندارد بر رجحان بيعت كردن با غير پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله ، و دستچين كردن بوتههاى خار از اثبات مقصود استدلالكننده به وسيلهء اين آيه آسانتر است . و امّا اصلى كه از آن ياد كرده ، اولين اشكالش اين است كه : رجحان داشتن چيزى كه اطاعت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله بر آن متوقف است ، امرى است عقلى ، به استحباب شرعى كه اجر و ثوابى اضافه بر اصل عملى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله به آن امر فرموده ، داشته باشد وصف نمىگردد ، و از قبيل جستجوى آب براى تحصيل طهارت است ، [ كه لزوم عقلى دارد ] پس اثبات كردن استحباب شرعى را با اصل ياد شده ، طلبههاى كوچك هم نمىپذيرند تا چه رسد به علماى بزرگ .
اشكال دوم اينكه : اطاعت كردن از پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله در رسالت و احكام به هيچ وجه بر بيعت نمودن به معنى ياد شده متوقف نيست ، بلكه اين نيز مانند ساير كارهايى است كه واجب است حكم آنها را از پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله گرفت ، پس در هر جا كه امر و نهى آن حضرت ثابت شود ، امتثال و اطاعت با انجام يا ترك آن كار واجب است ، و هر جا كه امر و نهيى از آن جناب ثابت نگردد ، چنانكه از امور عادى - مانند خوردن و آشاميدن و امثال آنها از كارها و عادتهاى مختلف - باشد ، اگر مكلّف آن را به غير عنوان تشريع و بدعت انجام دهد ، كار مباحى كرده ، و اگر آن را به عنوان اينكه از شرع رسيده و واجب يا مستحب است انجام دهد ، بدعت و حرامى مرتكب گرديده است ، و موضوع مورد بحث ما از اين قبيل مىباشد ، چون بيعت كردن با غير پيغمبر و امام به گونهء دست دادن از امورى است كه از ايشان عليهم السّلام دربارهء آن اصلا امرى نرسيده ، بلكه از آنان نهى از آن روايت آمده - چنانكه دانستى - پس اينگونه بيعت ، بدعت و كار حرامى است .
اگر بگوييد : مىتوان به اميد مطلوب بودن بيعت كرد تا از حرمت تشريع و بدعت رهايى يابيم .
مىگويم : اول ، اينكه : پس از آنكه ثابت كرديم اين از ويژگىهاى پيغمبر و امام است ، و بيان داشتيم كه نهى از اين فعل از امامان عليهم السّلام رسيده ، ديگر براى اميد مطلوب بودن و احتمال محبوب بودن آن جايى نمىماند . دوم اينكه : اگر از همهء اينها چشم بپوشيم ، و فرض كنيم كه اينگونه بيعت از ويژگىهاى پيغمبر و امام نيست ، و نهيى دربارهء آن نيامده ،
گوييم : موضوع اخبار « هركس ثوابى براى انجام كارى بشنود و آن را به رجاء آن ثواب انجام دهد » جايى است كه دربارهء فضيلت و ثواب يكى از كارها و افعال ، حديثى برحسب راههاى معمولى از معصومين عليهم السّلام برسد ، و مؤمن به اميد آن ثواب آن عمل را انجام دهد ، نظر به اينكه خبرى از معصومين عليهم السّلام رسيده ، پس اگر در واقع آن خبر از ايشان صادر نشده بود و مؤمن آن را
مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: ميرزا محمد تقي الأصفهاني
ص٢٩٤