تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
داشته است ، چون دليلى ندارد كه آن حكم شامل غائبين باشد ، و در غير آن مورد نيز جارى گردد . مانند : قسمتى از احكامى كه براى مردها وارد شده ، دليلى ندارد كه آن را شامل غير آن‌ها بدانيم ، و همچنان‌كه در مسألهء بيعت كردن است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله حاضران را به انجام آن امر فرمود ، بر فرض كه اختصاص داشتن آن به حاضران دليلى نداشته باشد ، و از دلايلى كه بر اختصاص ياد كرديم چشم بپوشيم ، در اين مسئله و امثال آن بايد به اصل برائت رجوع كرد ، نه اصل إشتراك در تكليف ، چون تكليف مشكوك - عقلا و شرعا - با اصل برائت نفى مىگردد . بنابراين تمسّك به « اصالت اشتراك در تكليف » چنان‌كه اين شخص گفته ، دليلى بر آن نيست ، و اين مطلب بر اهل تحقيق پوشيده نمىباشد ، بلكه مىتوان گفت : اگر در مثل چنين موردى هم اصالت اشتراك را بپذيريم ، باز نمىتواند بر استحباب بيعت كردن به گونهء دست دادن در زمان غيبت دلالت كند ، چون تمام آنچه در متوجه شدن خطاب مدخليّت دارد بايد در كسى كه هنگام خطاب نبوده موجود باشد ، تا متوجّه شدن خطاب به او نيز با اصالت اشتراك - به مذاق اين قائل - ثابت گردد ، و اين در مطلب مورد بحث ما ممكن نيست ، چون فرض آن است كه بيعت حاضران با پيغمبر و امام واجب بوده است . و اين در مورد غائبين - مانند اهل اين زمان - سالبه به انتفاى موضوع است ، [ يعنى موضوع وجوب منتفى مىباشد ] پس تكليف كردن اين‌ها به آن ممكن نيست . و نيز از جهت ديگرى تكليف كردن اهل اين زمان به آن بيعت ثابت نيست ، اين‌كه : پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله حاضرين در زمان خود را در وقايع و زمان‌هاى خاصى امر فرمود كه بيعت كنند ، پس تكليف كردن همان حاضران به آن امر پس از تمام شدن آن وقت ، و گذشتن مدّت آن واقعه ثابت نمىباشد ، تا چه رسد به كسانى كه در آن زمان نبوده‌اند . چون در جاى خود ثابت كرده‌ايم كه حكم بايد امر جديدى داشته باشد ، و امر كردن به چيزى در وقت معيّنى مقتضى وجوب آن پس از پايان يافتن آن وقت نيست ، مگر اين‌كه دليل ديگرى بر آن دلالت نمايد ، و در اين مورد فرض اين است كه دليلى وجود ندارد . و بر اين شخص نقض ديگرى نيز - بنا به نظر خودش - وارد مىشود اين‌كه : مقتضاى دليلى كه براى نظر خودش آورده - اگر تمام باشد - آن است كه به وجوب بيعت كردن با دست بر همهء مردم در تمام زمان‌ها ملتزم گردد ، چون امر پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله به صورت وجوب بر حاضرين بود ، پس مقتضاى اصالت اشتراك در تكليف - به گمان او - مايهء قائل شدن به وجوب بر غائبين و معدومين در زمان آن حضرت صلّى اللّه عليه و إله مىشود و حال آن‌كه اين شخص به اين مطلب ملتزم نمىگردد ، چنان‌كه از گفتارش دانستيد .