قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً ؛
« 1 » پس نه ، به پروردگارت سوگند ! ايمان نياورند تا اينكه تو را در اختلافاتى كه بين آنان پيش آيد حاكم سازند ، سپس در دلهاى خويش از آنچه حكم فرمودهاى چيزى از ناراحتى نداشته باشند و بهطوركامل تسليم شوند . سپس حضرت صادق عليه السّلام فرمود : بر شما باد به تسليم . « 2 »
و نيز به سند صحيحى از آن حضرت است كه فرمود : مردم سه تكليف دارند : شناختن امامان ، و تسليم بودن نسبت به آنچه از آنان رسيده و ارجاع نمودن اختلافات به آنان . « 3 »
صفت هشتم : به كار بردن كوشش تمام در اطاعت ايشان . و به همين اشاره فرموده : « المجتهدين في طاعتهم » ؛ و در اطاعتشان كوشش نمايند .
صفت نهم : انتظار ظهور دولت ايشان . چنانكه فرمود : « المنتظرين أيّامهم » و منتظر روزگار حكومتشان باشند ، و رواياتى كه دراينباره آمده در بخش هشتم كتاب ذكر خواهيم كرد .
صفت دهم : اينكه امام خودش را در پيش چشمش بداند ، و خودش را در حضور امام ببيند كه در تمام احوال و اشغال امام عليه السّلام او را مىبيند و صدايش را مىشنود بهطورىكه از نظر او پنهان نمىباشد ، و اگر پرده از روى ديدهاش برداشته مىشد امام عليه السّلام را مشاهده مىنمود ، و در اين هنگام در رعايت ادب و احترام نسبت به ساحت مقدس امام كه جدّيت را خواهد داشت . و اين است معنى فرمودهء امام سجّاد عليه السّلام : « المادّين إليهم أعينهم » ؛ ديدهها به سوى ايشان بدوزند . و بر آنچه گفتيم روايات بسيارى دلالت دارد ، از جمله :
در خرايج از ابو بصير است كه گفت : با حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام داخل مسجد شدم درحالى كه مردم آمدوشد مىكردند . پس آن حضرت به من فرمود : از مردم بپرس آيا مرا مىبينند ؟ هر كس را ديدم پرسيدم : آيا ابو جعفر عليه السّلام را نديدى ؟ مىگفت : خير . و حال آنكه آن حضرت همانجا ايستاده بود ، تا اينكه ابو هارون مكفوف ( نابينا ) آمد ، فرمود : از اين بپرس . پس به او گفتم : آيا ابو جعفر را نديدى ؟ گفت : مگرنه همين است كه ايستاده ؟ گفتم : از كجا دانستى ؟ گفت : چگونه ندانم و حال آنكه او نورى درخشان است . گويد : و شنيدم كه آن حضرت به مردى از اهل آفريقا مىفرمود : حال راشد چگونه است ؟ گفت : او را زنده و نيكوعقيده ترك گفتم كه سلامت مىرسانيد . حضرت فرمود : خدايش رحمت كند . عرضه داشت : او مرد ؟ فرمود : آرى . عرض كرد : چه موقع ؟ فرمود : دو روز پس از بيرون آمدن تو . گفت : به خدا سوگند بيمارى نداشت و
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه ، 65 .
( 2 ) . كافى : 1 / 390 .
( 3 ) . كافى : 1 / 390 .