و نيز شاهد بر اين معنى در تفسير البرهان از ابن بابويه رحمه اللّه به سند خود از امام صادق عليه السّلام در حديثى طولانى آورده كه فرمود : پس هنگامى كه خداى - عزّ و جلّ - آدم و همسرش را در بهشت اسكان داد به آندو فرمود :
كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ ؛
« 1 » بخوريد از غذاهاى بهشت هرچه مىخواهيد و به اين درخت - يعنى درخت گندم - نزديك نشويد ، كه از ظالمان خواهيد شد .
به منزلت محمد و على و فاطمه و حسن و حسين و امامان - صلوات اللّه عليهم - بعد از اينها نگاه كردند ، ديدند برترين منازل بهشت است ، گفتند : پروردگارا ! اين منازل براى كيست ؟ خداى - جلّ جلاله - فرمود : سرهايتان را بلند كنيد به ساق عرش بنگريد ، پس سرها بلند كردند ، نامهاى محمد و على و فاطمه و حسن و حسين و امامان - صلوات اللّه عليهم - را ديدند كه به نورى از نور پروردگار جبّار جلّ جلاله بر ساق عرش نوشته شده . پس گفتند : پروردگارا ، چقدر اهل اين منزلت نزد تو گرامى هستند و چقدر نزد تو محبوب هستند و چقدر نزد تو شرافتمندند ؟ ! خداى - جلّ جلاله - فرمود : اگر اينها نبودند شما را نمىآفريدم ، اينان گنجينهداران علم من ، و امناى سرّ من مىباشند ، مبادا كه به ديدهء حسد به ايشان نگاه كنيد و منزلت ايشان را نزد من آرزو نماييد و محل والاى اينان را تمنّا كنيد . تا اينكه امام صادق عليه السّلام فرمود : . . . پس هنگامى كه خداى - عزّ و جلّ - خواست بر آنها توبه كند ، جبرئيل نزد ايشان آمد و گفت : شما بر خودتان ستم كردهايد به جهت تمنّى منزلت كسانى كه بر شما برترى يافتهاند ، پس جزاى شما همين بود كه از جوار خداوند - عزّ و جلّ - به زمين او فرستاده شديد . . . . « 2 »
و اما مستصعب : منظور آن چيزى است كه شنونده آن را دشوار مىبيند . در حديث بصائر به همين اشاره بود كه امام عليه السّلام فرمود : مستصعب آن است كه هرگاه ديده شود از آن فرار مىگردد .
و امّا خشن : ضدّ ليّن و نرم است ، چون تحمّل آن براى غير ممتحنين دشوار است .
و امّا مخشوش : شترى است كه در بينىاش خشاش - به كسر - قرار مىدهند ، و آن چوبى است كه در بينى شتر قرار داده مىشود و زمام او را مىبندند تا بيشتر رام و تسليم گردد . گويى امام عليه السّلام حديثشان را به آن تشبيه نمود ، براى دلالت بر امر به حفظ و صيانت آن از كسى كه آن را تحمل نمىكند و به آن ايمان ندارد . و امامان عليهم السّلام آن را براى كسانى كه اهليّت نداشتهاند بيان نمىكردند .
پس بر مؤمن واجب است كه اسرار و صفات خاصّهء ايشان را بيان نكند مگر براى كسى كه
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 35 .
( 2 ) . تفسير برهان : 1 / 82 .