تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
و از امام صادق عليه السّلام است كه فرمود : همانا خدا بود و هيچ‌چيز نبود ، سپس كون‌ومكان را خلق كرد ، و نور الانوار را آفريد كه تمامى نورها از او نور گرفت ، و در آن ( نور الانوار ) از نور خويش جارى ساخت كه همهء نورها از آن نور يافت ، و آن نورى است كه محمد و على را از آن خلق كرد ، پس محمد و على دو نور نخستين بودند ، زيرا پيش از آن‌ها چيزى پديد نيامده بود ، و آن‌دو همواره طاهر و مطهّر در صلب‌هاى پاك جريان داشتند تا آن‌كه در پاكترين آن‌ها - يعنى عبد اللّه و ابو طالب - از يكديگر جدا گشتند . « 1 » و در احتجاج در پاسخ امام صادق عليه السّلام به سؤالات و اشكالات زنديق آمده كه آن حضرت فرمود : و خداوند از آدم نسلى پاكيزه و طاهر بيرون آورد ، از او پيغمبران و رسولان را به وجود آورد ، آنان برگزيدهء پروردگار و گوهر خالص‌اند ، در صلب‌هاى پاكيزه و در رحم‌ها محفوظ بوده‌اند ، بىعفّتىهاى جاهليت به ايشان نرسيده و نسب‌هايشان آلودگى نيافته ، زيرا كه خداوند متعال آنان را در جايگاهى قرار داده كه درجه و شرافتى بالاتر از آن نيست ، هرآن‌كه گنجينه‌دار علم الهى ، و امين غيب و مركز سرّ و حجّت بر خلق او ، و ترجمان و زبان او باشد ، جز اين نخواهد بود ، پس حجّت جز از نسل اينان نيست كه در ميان خلق به جاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله بپاخيزد . . . . « 2 » و اگر بخواهيم آنچه در اين باره وارد شده بياوريم مطلب به طول مىانجامد . شيخ صدوق رحمه اللّه در كتاب اعتقاد دربارهء پدران پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله چنين گفته : اعتقاد ما دربارهء آنان چنين است كه آن‌ها از آدم تا پدرش عبد اللّه مسلمان بوده‌اند و اين‌كه ابو طالب مسلمان بوده و مادر پيغمبر آمنه بنت وهب مسلمان بوده است ، و پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله فرمود : من از ازدواج متولد شده‌ام و از زنا نبوده‌ام ، از زمان آدم عليه السّلام . و روايت شده كه عبد المطلب حجّت خدا بود و ابو طالب جانشينى او را به عهده داشت . « 3 » سوم : يعنى محفوظ از گناهان و زشتىها ، زيرا كه امامان عليهم السّلام معصوم هستند كه خداوند متعال آنان را در تمام عمر از گناهان و سيّئات مصون و محفوظ داشته است و اين امر از ضروريات مذهب اماميّه است . چهارم : حفظشده از تهمت‌ها و نسبت خطا و نقصان به آن‌ها ، به‌طورىكه هيچ‌يك از دشمنان نتوانسته منقصتى به آنان نسبت دهد يا فضيلتى از ايشان انكار كند ، بلكه - با همه حسادت و
هامش
( 1 ) . كافى : 1 / 441 . ( 2 ) . احتجاج : 2 / 78 . ( 3 ) . اعتقادات صدوق : باب 11 ، ص 105 .