خلافت دهد ، همچنانكه به كسانى كه پيش از شما بودهاند خلافت بخشيد و دينشان را كه پسنديده ، تمكين و تسلط خواهد داد و ترسشان را به امنيت مبدّل خواهد ساخت .
فرشتگان و پيغمبران هم همين را مىگويند سپس محمد و على و حسن و حسين عليهم السّلام به سجده مىافتند و مىگويند : پروردگارا ! غضب كن كه به تحقيق حرمتت درهم شكسته و برگزيدگانت كشته شده و بندگان صالحت خوار گرديدهاند ، پس خداوند آنچه بخواهد مىكند و آنروز معلوم است . « 1 »
توجّه : جمعى از علما نظر دادهاند كه يونس بن ظبيان ضعيف و دروغگوى غلوكنندهاى است ، و بعضى ديگر دربارهء او توقف كردهاند . ولى حق آن است كه - به تبع عالم محقق نورى - او مورد اطمينان و بزرگوار است ، بلكه آنطوركه از تعدادى اخبار برمىآيد او از اصحاب اسرار بوده است ، و اگر تفصيل بحث دربارهء نامبرده را مىخواهيد به كتاب مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ، مجلّد سوم مراجعه كنيد .
در اينجا اشكالى هست كه احيانا به ذهن برخى خطور مىكند اينكه : ترديدى نيست كه شرايط اجابت در دعاى پيغمبر و امامان و فرشتگان و انبيا عليهم السّلام موجود است ، پس اگر آنها هر جمعه دعا مىكنند كه ظهور منتقم از دشمنانشان زودتر واقع شود ، سبب تأخير افتادن آن چيست ؟ و بر دعاى آنان چه فايدهاى مترتّب است ؟ به چند وجه از اين اشكال جواب داده مىشود :
اول : آنچه در مكرمت پيشين گفتيم كه هيچ بعيد نيست كه براى ظهور امام عصر - عجل اللّه فرجه الشريف - دو وقت باشد ، يكى نزديكتر از ديگرى ، و وقوع آن در وقت نزديكتر بستگى به اهتمام در دعا براى آن داشته باشد ، كه ترك دعا موجب تأخيرش گردد .
دوم : اينكه گفته شود : خداوند - عزّ و جلّ - دعاى آنان را مستجاب نموده ولى بدون شك تحقّق يافتن اين امر - برحسب حكمتهاى الهى - بر تحقّق يافتن امور معيّن و بر طرف شدن امور ديگرى متوقّف است كه اينها به تدريج انجام مىشود . بنابراين تأخير ظهور تا زمان ما و بعد از اين ، دليل بر مستجاب نشدن دعا نيست .
سوم : ممكن است به سبب دعاى آنان عليهم السّلام وقوع فرج در زمان نزديكى تقدير گردد ، ولى بر اثر كارهاى بندگان موانعى پيش بيايد كه مايهء تأخير آن شود ، و اين است معنى اينكه اين امر از امور
هامش
( 1 ) . غيبت نعمانى : 147 .