شود كه بيان شده ( تا هركه هلاك مىشود با تشخيص و دانستن هلاك گردد ، و هركه زنده مىشود از روى بيّنه زنده گردد ) « 1 » پس بيان علامت اگر طورى باشد كه اهل زبان چيزى از آن بفهمند آنگاه غير از آنچه ظاهر آن است اراده گردد ، جز به جهل انداختن مردم و گمراهى آنها چيزى نيست ، بلكه از امورى است كه عقل آن را زشت و قبيح مىشمارد .
البته ممكن است كه متكلم غير از آنچه از ظاهر لفظ فهميده مىشود اراده كند ولى به شرط اينكه براى مخاطبين منظورش را بيان نمايد ، يا قرينهء واضحى بياورد كه در فهميدن منظورش از آن قرينه تأمّلى ننمايند .
ولى بين اين معنى و بين حمل كردن تمام علائم ظهورى كه روايت شده - حتى آنهايى كه حتمىبودنشان تصريح گرديده با توجّه به نبودن دلالت روشن يا قرينهء آشكارى بر خلاف ظاهر آنها - حمل كردن اينها بر قبول تأويل نمودنشان ، تفاوت از زمين تا آسمان است ! بلكه اگر اين در باز بشود براى اهل ضلال و گمراهكنندگان بهترين سوژه و وسيعترين ميدان است كه آنچه از ائمه عليهم السّلام در علائم رسيده به هرنحوى كه دلشان بخواهد تأويل ببرند . خداوند ما و همهء مؤمنين را از تمام لغزشها محفوظ بدارد .
ششم : حمل كردن محتوم بر آنچه نوعى تأكيد دارد و آن را از معناى حقيقىاش منصرف نمودن ، آنطوركه در سخنان اين عالم محترم آمده ، هيچ شاهد و مؤيّدى ندارد ، چون اگر شاهدى داشت بيان مىنمود . و بدين خاطر اين مبحث را پيش كشيدم تا مبادا كسى كه كتاب ما را مطالعه مىكند در شبهه بيفتد زيرا كه اينجا محلّ لغزندگى گامها است .
3 - ظهور قابل تقديم و تأخير است : از حديث يادشده استفاده مىشود كه : ظهور مولاى ما حضرت صاحب الزمان - عجّل اللّه فرجه الشريف - از امورى است كه قابل تقديم و تأخير است كه به سبب بعضى از علل و جهات ، زودتر يا ديرتر واقع مىشود . و از جمله اسبابى كه زمينهء جلو افتادنش را فراهم مىسازد ؛ اهتمام مؤمنين در دعا براى تعجيل ظهور و فرج است . و قسمتى از دلايل اين معنى را در حرف « غ » از بخش چهارم كتاب بيان كرديم .
و چهبسا كسى كه اهل تحصيل نيست در اين باره استبعاد كند ، و از اينكه به سبب اهتمام در دعا ظهور و فرج پيش مىافتد تعجب نمايد ، و اينطور به نظرش برسد كه اگر چنين بود
هامش
( 1 ) . مضمون آيهء كريمهء 42 ، سوره انفال .