مىگويم : اين سخن از چند جهت قابل بحث و مناقشه است :
اول اينكه جزم كردن به اينكه تمام علائم ظهور قابل تغيير است با روايات بسيار بلكه متواترى كه تصريح دارند بعضى از آنها محتوم است كه تغيير و تبديلى در آن نيست ، منافات دارد ، از جمله اين روايات آنكه : نعمانى از عبد الملك بن اعين آورده كه گفت : نزد حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام بودم . پس ذكر قائم عليه السّلام به ميان آمد ، به آن حضرت عرض كردم : اميدوارم كه اين امر به زودى واقع شود و سفيانى هم نباشد . فرمود : خير ، به خدا اين از محتوم است كه ناگزير بايد بشود . « 1 »
و نيز نعمانى به سند خود از حمران بن اعين از حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام دربارهء آيهء شريفهء :
قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ؛
« 2 » اجلى تقدير كرد و اجلى نام برده شده نزد او . فرمود : اينها دو اجل هستند يك اجل محتوم ، و اجل ديگر موقوف است . حمران به آن حضرت عرضه داشت : محتوم چيست ؟ فرمود : آن است كه غير از آن نمىشود . عرض كرد : موقوف چيست ؟ فرمود : آن است كه خداوند را در آن مشيّت هست . حمران گفت : من اميدوارم اجل سفيانى از موقوف باشد . امام باقر عليه السّلام فرمود : خير ، به خدا اين از محتوم است . « 3 »
و از فضيل بن يسار از حضرت امام باقر عليه السّلام آورده كه فرمود : به تحقيق كه امورى موقوف هست و امورى محتوم ، و البته سفيانى از امور محتوم است كه ناگزير بايد بيايد . « 4 »
همچنين به سند خود از خلّاد صائغ آورده كه حضرت امام صادق عليه السّلام فرمود : سفيانى ، ناگزير خواهد آمد .
و صدوق در كمال الدين به سند خود از ابو حمزهء ثمالى آورده كه گفت : به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم : حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام مىفرمود : خروج سفيانى از محتوم است . فرمود : آرى .
عرض كردم : از محتوم است ؟ فرمود : آرى ، و اختلاف بنى العباس از محتوم است و قتل نفس زكيّه نيز از محتوم است و خروج قائم عليه السّلام نيز از محتوم است . « 5 »
و در بحار از قرب الاسناد به سند خود از على بن اسباط است كه گفت : به حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السلام عرض كردم : فدايت شوم ، ثعلبة بن ميمون از على بن المغيره از زيد عمى
هامش
( 1 ) . غيبت نعمانى : 161 .
( 2 ) . سوره انعام ، آيه 2 .
( 3 ) . غيبت نعمانى : 161 .
( 4 ) . غيبت نعمانى : 161 .
( 5 ) . كمال الدين : 2 / 652 .