تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
وجه جمع اين‌كه ، دستهء اوّل ناظر به امورى است كه خداوند متعال حتمىبودن آن را خبر داده ، پس تغيير دادن آن‌ها تكذيب خودش و فرشتگان و پيامبرانش مىباشد . و دستهء دوم ناظر به امورى است كه خداوند حتمى بودن يا موقوف بودن آن‌ها را خبر نداده است و مشيّت دارد ، ولى چون خبر دادن به چيزى بدون بيان اين‌كه موقوف است ظهور در حتمى بودن آن دارد ، از آن‌ها به محتوم تعبير شده است . و در اين حديث اشاره‌اى هم به اين معنى هست ، امام جواد عليه السّلام علّت واقع نشدن بداء را در امر قائم عليه السّلام چنين فرمود : قائم از ميعاد است و خداوند بر خلاف وعده‌اش كارى نمىكند . خلاصه اين‌كه : مراد از محتوم در اين خبر آن است كه به حسب ظاهر اخبار حتمى باشد چون متوقف بودنش بر چيزى بيان نشده پس تغيير دادن آن ضررى ندارد ، و منظور از محتومى كه در آن بداء واقع نمىشود ، آن است كه حتمى بودنش تصريح شده و اين تغيير و تبديلى ندارد ، زيرا كه تبديل آن ، تكذيب خود و پيغمبران و فرشتگان خداوند است . و اين مطلب را خداوند سبحان به بركت مولايم صاحب الزمان عليه السّلام به من الهام فرمود و نديده‌ام كسى پيش از من اين نكته را گفته باشد . و يكى از محدثين بين اين خبر و اخبار ديگرى كه دلالت مىكند ، بداء در محتوم واقع نمىشود ، نحوهء ديگرى جمع كرده كه به نظر من خالى از اشكال نيست ، بهتر آن است كه تمام سخن وى را نقل كنيم سپس اشكالاتى كه به نظر قاصر رسيده بيان نمايم . محدّث مزبور - كه خداوند مقامش را عالىتر گرداند - در اواخر باب يازدهم كتابش - النجم الثاقب - چنين گفته : غير ظهور و خروج حضرت حجة بن الحسن بن على المهدى - صلوات اللّه عليه - ( كه حال از عمر شريفش هزار و چهل سال و چيزى مىگذرد ) كه خواهد شد و تبديل و خلفى در او نخواهد شد ، مابقى آنچه رسيده از آيات و علامات پيش از ظهور و مقارن آن ، همه قابل تغيير و تبديل و تقديم و تأخير و تأويل به چيز ديگر كه از اهل بيت عصمت عليهم السّلام رسيده باشد ، هست . حتى آن‌ها كه در شمار محتوم ذكر شده ، چه ظاهرا مراد از محتوم در آن اخبار نه آن است كه هيچ قابل تغيير نباشد ، و ظاهر همان را كه فرمودند به همان نحو بيايد ، بلكه مراد ( و اللّه يعلم ) مرتبه‌اى است از تأكيد در آن ، كه منافاتى با تغيير در مرحله‌اى از انحاى آن وجود نداشته باشد ، و مؤيد اين مقال است : آنچه شيخ نعمانى در غيبت خود از ابى هاشم داوود بن قاسم جعفرى روايت كرده . . . « 1 » - سپس ترجمهء روايت يادشده را آورده است - .
هامش
( 1 ) . النجم الثاقب : 477 .