تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
و با اين بيان نحوهء جمع بين دسته‌هاى مختلف اخبار معلوم شد كه : دسته‌اى از آن‌ها دلالت دارد كه بداء در آنچه علم آن به پيغمبران رسيده واقع نمىشود . چنان‌كه در اصول كافى از فضيل بن يسار آمده كه گفت : شنيدم حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام مىفرمود : علم بر دو گونه است : علمى نزد خداوند مخزون است كه احدى از مخلوق را از آن مطّلع نساخته ، و علمى ديگر را به فرشتگان و پيغمبرانش تعليم فرموده ، پس آنچه به ملائكه و پيغمبرانش تعليم فرموده واقع مىشود ، و خود و فرشتگان و پيغمبرانش را تكذيب نمىنمايد ، و آن علمى كه نزد خودش مخزون است آنچه مىخواهد پيش مىآورد و آنچه بخواهد تأخير مىاندازد و آنچه بخواهد ثابت مىكند . « 1 » و دسته‌اى ديگر بر وقوع بداء در آنچه علم آن به پيغمبران و فرشتگان رسيده هم دلالت دارد مانند خبر دادن عيسى عليه السّلام به مردن عروسى كه به خانهء شوهرش مىبردند ولى نمرد و خلاف آن ظاهر شد ، و خبر دادن ملك الموت به داوود عليه السّلام به مرگ جوانى كه نزد او نشسته بود پس از هفت روز ، ولى نمرد و خداوند سى سال مرگش را به تأخير انداخت به خاطر اين‌كه داوود عليه السّلام او را رحم كرد ، و خبر دادن خداوند متعال به حضرت نوح عليه السّلام چند بار هلاكت قومش را ، سپس تأخير افتادن آن و خبر دادن خداوند - عزّ و جلّ - به يونس عليه السّلام كه در روز معيّن قومش هلاك خواهند شد ، سپس خداوند توبهء آن‌ها را پذيرفت و غير اين‌ها . وجه جمع بين اين دو دسته از روايات اين‌كه : منظور در روايت سابق آن است كه خداوند - عزّ و جلّ - پيغمبرش را از واقع شدن امرى مطلع سازد و به او خبر دهد كه اين امر حتمى و غير قابل تغيير است ، مثل اخبارى كه دربارهء خروج سفيانى - لعنه اللّه - پيش از قيام حضرت قائم - عجّل اللّه فرجه الشريف - وارد شده است . و مراد از دستهء دوم آن است كه خداى تعالى پيامبرش را مثلا از امرى باخبر سازد ، اما براى او بيان نكند كه محتوم است يا موقوف ، كه ظاهر اين امر آن است كه محتوم باشد ، چون موقوف بودن آن بيان نشده ، پس ممكن است در آن بداء واقع گردد ، زيرا كه نزد خداوند - عزّ و جلّ - بر امرى متوقف است كه آن را براى پيغمبر بيان ننموده ، بلكه نزد خودش مخزون است و اين مستلزم دروغ يا تكذيبى هم نيست .
هامش
( 1 ) . كافى : 1 / 147 .