تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
دوم جاهل باشد و از مصلحت آن غافل ، ( تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا ؛ ) « 1 » خداوند بسى برتر از اين پندار جاهلانه است . لذا در ردّ اين گمانشان در حديث صحيحى از حضرت ابى عبد اللّه صادق عليه السّلام آمده كه فرمود : در هيچ چيزى براى خداوند بداء نمىشود مگر اين‌كه پيش از اين‌كه بداء بشود ، در علم او بوده است . و به همين معنى اخبار متعددى در اصول كافى و توحيد صدوق و بحار و غير اين‌ها آمده است . « 2 » و تحقيق مطلب به گونه‌اى كه پرده‌هاى پندار را از روى فهم‌ها بردارد اين‌كه : به‌طورىكه در اخبار وارد شده ، امور بر دو قسم است : محتوم و موقوف . محتوم چيزى است كه تحقق يافتن آن - از لحاظ وجود يا عدم - متوقف و وابسته به چيزى نباشد ، بلكه خداوند آن را امضا و حتم نموده و به قلم قضا نوشته است . و منظور از موقوف امورى است كه وجود يا عدم آن‌ها در علم الهى مربوط و متوقف بر حصول يا انتفاء چيزى باشد . موقوف نيز بر دو گونه است : گونهء اوّل : آن‌كه خداوند متعال براى پيغمبران يا فرشتگان يا اولياى خود موقوف بودنش را بيان كرده باشد . گونهء دوم : آن‌كه براى آن‌ها بيان نكرده باشد ، بلكه به نظر آن‌ها محتوم است درصورتىكه در علم خداوند - عزّ و جلّ - موقوف مىباشد . بدائى كه ما به آن معتقديم و روايات نقل‌شده از ائمهء اطهار عليهم السّلام بر آن دلالت دارد مربوط به همين دو گونه است نه قسم اوّل ، و همان‌طوركه مىبينيد مستلزم جهلى براى خداوند نيست . مثال اين مطلب چنين است كه خداوند سبحان مقدّر فرمايد كه فلان آدم بيست سال زنده بماند اگر صلهء رحم بجاى نياورد ، ولى اگر صلهء رحم بجاى آورد سى سال عمر كند . در اين‌جا خداوند عمر اين شخص را بيست سال تقدير فرموده و اگر به شرطى كه قرار داده باشد عمل نمايد ده سال به عمرش افزوده مىشود . پس زياد شدن ده سال بداء در آن مقدّر - يعنى بيست سال - است ، و خداوند متعال هم از ازل اين را مىدانست ، ولى در اين متوقف كردن بر شرط خاص حكمت‌هاى ارزنده‌اى هست ، و مقدّر الهى - كه مربوط به شرطى بوده - هنگامى ظاهر مىشود كه شرطش محقّق شده باشد درحالىكه قبلا بر ما مخفى بوده است .
هامش
( 1 ) . مضمون اين عبارت در بعضى از آيات قرآن آمده است ، سورهء اسراء ، آيهء 43 . ( مترجم ) . ( 2 ) . كافى : 1 / 148 . توحيد صدوق : 334 .