وجه سوم : سابقا گفتيم كه از فوايد دعا براى امام زمان عليه السّلام آن است كه آن حضرت در حقّ دعاكننده دعا مىنمايد ، و بدون ترديد دعاى آن حضرت براى برآوردهشدن حاجتهاى آن دعاكننده ، مقتضى استجابت هردعايى است كه او از درگاه الهى مسألت نموده است .
وجه چهارم : در اصول كافى در فضيلت صلوات بر محمد و آل محمد عليهم السّلام مرسلا از امام صادق عليه السّلام آمده فرمود : هركس به درگاه خداوند حاجتى داشته باشد ، بايد اوّل با درود بر محمد و آل او آغاز كند سپس حاجت خود را بطلبد ، و آنگاه با درود بر محمد و آل او دعايش را پايان برد كه خداوند گرامىتر از آن است كه دو طرف را بپذيرد و وسط آن را رها كند ، زيرا كه از استجابت صلوات و درود بر محمد و آل او هيچ مانعى نيست . « 1 »
مىگويم : جهت دلالت اين حديث بر مطلب اينكه : علّت يادشده عام است و شامل هردعايى است كه بين دو دعاى مستجاب واقع شود ، زيرا كه خداوند متعال كريمتر از آن است كه هردو طرف را اجابت كند و آنچه در ميانه هست رد نمايد ، و در وجه اوّل بيان كرديم كه دعاى مؤمن براى فرج مولايش حتما مستجاب است ، پس اين دليل نقلى ، شاهدى بر آن دليل عقلى ، نيز هست .
وجه پنجم : خواهد آمد كه هرگاه مؤمنى براى مؤمن ديگرى كه غايب است دعا كند فرشتگان چندين برابر آنچه خواسته است براى خودش درخواست مىنمايند ، و معلوم است كه دعاى فرشتگان مستجاب است چون بدون مانع مىباشد .
وجه ششم : در اصول كافى به سند معتبرى از حضرت ابى عبد اللّه صادق عليه السّلام آمده كه فرمود :
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله : « إذا دعا أحدكم فليعمّ ، فإنّه أوجب للدّعاء » و في بعض النسخ : « فليعمّ في الدّعاء فإنّه أوجب للدّعاء » « 2 » ؛ رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : هرگاه يكى از شما دعا كند . عموميت دهد ، كه دعا را لازمتر و ثابتتر مىنمايد . ( و در نسخهء ديگرى است ) پس دعا را تعميم دهد كه دعا را لازمتر و ثابتتر مىكند .
مىگويم : اينكه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله فرموده : « فإنّه أوجب للدّعاء » ؛ يعنى دعا براى عموم كردن ثابتتر و لازمتر است براى دعاكننده از اينكه فقط براى خودش دعا كند ، بدون اينكه مؤمنين را هم در نظر بگيرد ، كه حاصل فرمايش آن حضرت اين است كه دعا براى عموم نمودن سبب استجابت دعا و رسيدن به مقصود است ، و توضيح مطلب و دلالت اين حديث بر مراد اينكه عموميت در دعا به دو وجه تصور مىشود :
هامش
( 1 ) . كافى : 2 / 497 .
( 2 ) . كافى : 2 / 487 .