دوم : استدلال دوم اينها احاديثى است كه بر اختصاص شفاعت به گنهكاران دلالت دارد از جمله : پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله فرمود : شفاعت من براى اهل كبائر از امّتم ذخيره است . و نيز آن حضرت عليه السّلام فرمود : شفاعت من براى كسانى از امّتم مىباشد كه گناهان كبيره مرتكب شدهاند و امّا نيكوكاران پس بر آنها باكى نيست . و همچنين از آن حضرت آمده : و امّا شفاعت من در صاحبان كبائر ( گناهان بزرگ ) - به استثناى شرك و ظلم - مىباشد .
جواب از اين استدلال اينكه : منظور از اين روايات بيان مصداق بارزتر و قسمت كاملتر شفاعت است نه منحصر كردن شفاعت در يكى از دو قسم ، و شاهد بر آن دلايلى است كه قبلا آورديم .
چند فايده
فايدهء اوّل : شفاعتى كه شامل كفار نمىشود در رهايى آنها از آتش است ، امّا در جهت تخفيف عذاب ظاهرا از بعضى روايات برمىآيد كه شامل حالشان مىشود . در بحار از حنّان است كه امام باقر عليه السّلام فرمود : از آنها ( كافران ) چيزى نخواهيد كه بر ما تكليف مىآوريد كه روز قيامت حوائجشان را برآوريم . « 1 »
و نيز به سند ديگرى از آن حضرت است كه فرمود : از آنها حوائجى نخواهيد [ به آنها در كارى مراجعه نكنيد ] كه روز قيامت وسيلهء آنها به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله مىشويد . « 2 »
مىگويم : اين مطلب شواهد متعددى هم در اخبار دارد مانند آنچه در اين باره وارد شده كه محبّت ائمهء اطهار عليهم السّلام براى هركسى حتّى كفار سودمند است .
اگر بگوييد : اين سخن منافات دارد با آنچه بعضى از آيات مىگويد ، مانند :
لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ ؛
« 3 » نه عذاب از آنها تخفيف مىشود و نه مهلت به آنها داده مىشود .
مىگويم : به يكى از دو وجه مىتوان بين اين دو معنى را جمع كرد :
يك : اينكه منظور از تخفيفى كه بر آنها ممنوع است تخفيف زمانى است كه قسمتى از اوقات عذاب از آنها برداشته شود ، به دليل فرمودهء خداوند در سورهء مؤمن :
وَ قالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِنَ الْعَذابِ ؛
« 4 » و كافران به خازنان جهنّم گويند از خداوند بخواهيد كه روزى ، عذاب را بر ما تخفيف دهد . و اين منافات ندارد كه عذاب بعضى از آنها از لحاظ چگونگى سبك گردد .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 8 / 55 .
( 2 ) . بحار الانوار : 8 / 55 .
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 162 .
( 4 ) . سوره مؤمن ، آيه 49 .