منزلگاه او را در بهشت به وى مىنماياند . او براى دوستش شفاعت مىكند و مىگويد : دوست من ، فلانى مرا به طاعت تو امر مىكرد و در انجام آن يارىام مىنمود و از معصيت تو مرا نهى مىكرد . خدايا ! او را بر آنچه از هدايت مىپسندى پايدار گردان تا آنچه به من نماياندى به او نيز بنمايانى . پس خداوند درخواستش را اجابت مىكند تا اينكه در پيشگاه خداوند - عزّ و جلّ - يكديگر را ملاقات كنند ، هريك به دوستش بگويد : خداوند تو را از دوستىات خيرى عطا فرمايد كه مرا به طاعت خدا امر مىكردى و از معصيت او نهى مىنمودى . . . .
اين روايات دلالت مىكند كه شفاعت شافعان براى افراد صالح از مؤمنين به منظور افزايش ثواب واقع مىشود ، همچنانكه شفاعت براى معصيتكاران واقع مىگردد ، بهعلاوه قائلين به اختصاص شفاعت به درخواست اسقاط عذاب ، لازم است كه قائل شوند به اينكه : در حقّ غاصبان نيز طلب ثواب بايد باشد ، به توضيح اينكه : هركس قائل است كه نجات معصيتكاران از آتش جهنم به شفاعت شافعان حاصل مىشود ، همچنين قائل است كه به سبب آن شفاعت داخل بهشت مىگردند ، كه اگر شفاعت فقط طلب برداشتن عقوبت بود مىبايست گفته شود :
هركس برايش شفاعت گردد نه داخل بهشت مىگردد و نه جهنم ، چون زمينهء بهشت رفتن برايش نيست و شفاعت مانع از افتادنش به جهنم است .
ممكن است مناقشه بشود به اينكه : سبب داخل شدن به بهشت ، ايمان است و وقتى عقاب بر اثر شفاعت برداشته شد ديگر مقتضى تحقق مىيابد ، پس شفاعت براى طلب ثواب نيست .
به اين مناقشه به دو وجه مىتوان پاسخ داد :
وجه اوّل : اينكه بعضى از روايات صراحت دارد كه داخل شدن به بهشت نيز با شفاعت است ، چنانكه در امالى و بحار از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله آمده كه فرمود : هرآن زن كه شبانهروز پنج نماز بخواند ، و ماه رمضان روزه بگيرد ، و حجّ بيت اللّه الحرام را بجاى آورد ، و زكات مالش را بپردازد ، و شوهرش را اطاعت كند ، و بعد از من از على پيروى نمايد ، به شفاعت دخترم فاطمه عليها السلام داخل بهشت مىشود . « 1 »
و در بحار در حديث شفاعت فاطمه عليها السلام و دوستانش آمده ؛ پس خداوند مىگويد : اى دوستان من ! بازگرديد و بنگريد هركه به محبّت فاطمه عليها السلام شما را دوست داشته ، و هرآنكه شما را به
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 8 / 59 .