و فرموده :
لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ ؛
« 1 » در گفتن ، از او ( خداوند ) پيشى نمىگيرند .
بنابراين ممكن است اجازهء خداوند متعال براى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله باشد - چنانكه در خبر عيص كه پيشتر گذشت و اخبار ديگرى اين معنى وارد است - و شفاعت ساير شافعان به اجازهء آن حضرت انجام گردد . پس تمام شفاعتها به شفاعت آن حضرت برمىگردد و از شاخههاى اين شفاعت كلّى و بزرگترين شفاعت مىباشد . و غرض از سوق دادن خلايق در وهلهء اوّل به پيغمبران ديگر - بهطورىكه در خبر عيص و اخبار ديگرى آمده - اظهار شأن و عظمت خاتم الانبيا صلّى اللّه عليه و إله براى تمام اهل محشر در روز قيامت است .
فايدهء سوم : در بخش چهارم كتاب - حرف شين - حديثى از طريق عامّه از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله گذشت كه در بيان مناصب امامان آمده : . . . و مهدى شفاعتكنندهء آنها است روز قيامت ، آنگاه كه خداوند اجازه نمىدهد مگر به كسى كه بخواهد و رضا دهد .
در همانجا گفتيم كه سرّ اختصاص دادن شفاعت به مولاى ما حضرت حجّت - عجّل اللّه فرجه الشريف - آن است كه كسى از شافعان در حقّ منكر صاحب الامر عليه السّلام شفاعت نمىكند هرچند به كسانى كه پيش از آن حضرت بودهاند [ پيغمبر و امامان عليهم السّلام ] اعتقاد و اقرار داشته باشد ، پس در حقيقت شفاعت مربوط به اعتقاد به امام عصر - عجّل اللّه فرجه الشريف - مىشود .
پنجم - دعا كردن براى تعجيل فرج مولى صاحب الزمان - عجّل اللّه فرجه الشريف - مايهء رستگارى به شفاعت آن حضرت است : بيان اين مطلب : براى رستگارى به شفاعت شافعان روز قيامت لازم است رابطهاى ميان شفاعتكننده و مشفوعله در دنيا بوده باشد ، مثل اينكه خدمت يا كمك يا برآوردن حاجت يا دعا كردن يا اظهار محبّت خالصانه يا دفع اذيّت نسبت به وى انجام گردد ، چنانكه در حديث شفاعت مؤمنين در ابتداى بخش چهارم اين مطلب دانسته شد ، و نيز در حديث شفاعت مؤمن - كه در نكتهء دوم گذشت - و در حديث شفاعت زائر امام حسين عليه السّلام - در نكتهء سوم - دلالت بر اين معنى هست . به اضافهء روايات بسيارى كه بر اين امر دلالت مىكند ، از جمله :
در بحار ، از تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام ، از امير المؤمنين عليه السّلام آمده كه فرمود : خداوند نسبت به بندگانش مهربان است و از جمله مهربانىهايى كه در حقّ آنها دارد اينكه صد رحمت خلق
هامش
( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 27 .