خاطر محبّت فاطمه عليها السلام غذا داده ، و هركه به محبّت فاطمه عليها السلام شما را پوشانيده ، و هركه در راه محبّت فاطمه عليها السلام جرعهاى نوشانيده ، هركس به راه محبّت فاطمه غيبتى از شما رد كرده ، دستش را بگيريد و او را داخل بهشت نماييد . . . . « 1 »
و در حديث ديگرى از حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام است كه فرمود : مؤمن براى همسايهاش شفاعت مىكند درحالىكه هيچ حسنه ندارد . عرضه مىدارد : پروردگارا ! همسايهء من آزارها را از من دفع مىكرد . پس در حقّ او شفاعت داده مىشود ، خداى تبارك و تعالى فرمايد : من پروردگار توام و در پاداش دادن به او شايستهتر من هستم . پس او را داخل بهشت گرداند و حال آنكه براى او حسنهاى نيست ، و كمترين مؤمنين از حيث شفاعت ، براى سى تن شفاعت مىكند ، در اين هنگام اهل آتش مىگويند :
فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ ؛
« 2 » پس براى ما شفاعت كنندگان و يا دوستان صميمى نيست . « 3 »
و در بحار و البرهان از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله منقول است كه فرمود : چون مردم روز قيامت محشور شوند ، آوازدهندهاى مرا ندا كند : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ! خداوند - جلّ اسمه - براى تو جزا دادن به دوستانت و دوستان اهل بيتت كه در راه تو به آنها دوستى ورزيده و به خاطر تو به طرفدارى از آنها با دشمنانشان دشمنى كردهاند ، پاداش دادن به اينها را به دست تو قرار داده ، پس تو به آنچه مىخواهى به ايشان پاداش ده . آنگاه مىگويم : پروردگارا ! بهشت . سپس هركجاى بهشت كه بخواهم آنها را جاى دهم ، و آن مقام محمودى است كه به آن وعده شدهام . « 4 »
وجه دوم : درست است كه اخبار دلالت دارد كه ايمان سبب داخل شدن به بهشت مىشود ، و ثواب بر ايمان مترتّب است ، ولى نه اينكه بىواسطه و سبب باشد . پس شايد مقصود از اين اخبار آن است كه هركس مؤمن نباشد داخل بهشت نمىشود ، امّا اينكه احتياج به شفاعت ندارد ، دليلى بر اثباتش نيست .
نتيجه اينكه : هردو قسم شفاعت محقّق و ثابت است ، و اشكال رفع گرديد .
گفتنى است كه خداوند تعالى براى تحقيق اين مطلب به بركت خاندان پيغمبر اهل ذكر عليهم السّلام مرا توفيق داد ، با اينكه كلام بزرگانى كه گفتههايشان را ديدهام از تشريح آن خالى است .
اما كسانى كه شفاعت را در طلب فزونى ثواب براى اهل طاعت منحصر دانستهاند به ظواهر
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 8 / 52 .
( 2 ) . سوره شعرا ، آيه 100 .
( 3 ) . بحار الانوار : 8 / 56 .
( 4 ) . بحار الانوار : 8 / 39 .