شفاعتشان پذيرفته نيست و شفاعت نمىشود براى آنها ، و شفاعت نمىكنند مگر براى كسى كه نزد خداوند پيمانى بسته باشد ، مگر براى كسى كه به جهت ولايت امير مؤمنان على و امامان بعد از او عليهم السّلام اجازه داده شود ، كه پيمان نزد خداوند همين است . . . . « 1 »
و پرواضح است كه مؤمنين دو دسته هستند : يكى صالحان و اطاعتكنندگان و ديگر معصيتكاران . حال اين سؤال پيش مىآيد كه آيا شفاعت شامل حال نيكوكاران و معصيتكاران هردو مىشود يا اختصاص به نيكوكاران يا معصيتكاران دارد ؟ چند قول است ، و حقّ همان قول اوّل است ، يعنى شمول و فراگيرى شفاعت نسبت به هردو طايفه نيكوكاران و معصيتكاران ، نسبت به نيكوكاران ، شفاعت موجب زياد شدن ثواب و بالا رفتن درجات است و نسبت به معصيتكاران ، مايهء رهايى از عقوبت و دفع ضررها يا به اضافهء رستگارى به منافع .
دليل بر اين - گذشته از آنكه شفاعت بر هردو نوع صادق است - چند روايت است از جمله :
1 - ثقة الاسلام كلينى در اصول كافى ضمن حديثى طولانى از امام محمد باقر عليه السّلام آورده كه فرمود : قرآن صاحب خود را به پيشگاه پروردگار متعال مىبرد و مىگويد : پروردگارا ! بندهء تو است ، و تو بهتر از همه علم به او دارى ، او پيوسته مرا مواظبت مىكرد ، به خاطر من دشمنى مىنمود ، و در راه من دوست مىداشت ، و در راه من دشمنى مىورزيد . پس خداوند - عزّ و جلّ - مىفرمايد : بندهء مرا به بهشت وارد كنيد و از جامههاى بهشت بر او بپوشانيد ، و تاجى بر سرش قرار دهيد ، هنگامى كه اين امور را برايش فراهم سازند بر قرآن عرضه شود ، به قرآن مىگويند :
آيا راضى شدى به آنچه نسبت به دوستت انجام شد ؟ مىگويد : پروردگارا من اين را براى او اندك مىبينم ، پس به تمام خير او را فزونى بخش .
آنگاه خداوند - عزّ و جلّ - مىفرمايد : به عزّت و جلالم سوگند كه امروز پنج چيز - با فزونى - براى او و كسانى كه در مرتبهء او هستند هديه مىكنم : اينان جوانانى باشند كه پير نشوند ، و سالم بمانند كه بيمار نگردند ، و بىنيازانى كه فقير نشوند ، و خوشحالانى كه محزون نگردند ، و زندگانى كه هيچ نميرند . سپس امام باقر عليه السّلام اين آيه را تلاوت كرد :
لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى ؛
« 2 » و جز آن مرگ نخستين ديگر هيچ طعم مرگ را نچشند . اين حديث در وقوع شفاعت با درخواست برداشتن عقاب و فزونى ثواب ، نصّ است [ كه تأويل و توجيه در آن راه ندارد ] .
هامش
( 1 ) . سوره مريم ، آيه 87 .
( 2 ) . سوره دخان ، آيه 56 .