مبادرت ورزى و نگذارى ناچار شود كه از تو درخواست كند ، بلكه پيش از آنكه به تو اظهار نمايد به انجامش سرعت كنى . اگر اين كارها را انجام دهى ولايتت به ولايت او ، و نيز ولاى او به ولايت تو متّصل گرديده است . « 1 »
مىگويم : ظاهرا منظور از واجب در اين حديث معناى لغوى آن است كه شامل واجب و مستحبّ شرعى - هردو - مىشود . شاهد بر اين معنى چند روايت است كه آوردن آنها مايهء طولانى شدن مطلب است .
علامهء مجلسى رحمه اللّه در بحار فرموده است : ممكن است كلمهء وجوب را اعم از معنى اصطلاحى شرعى و مستحبّ مؤكّد دانست ، چون گمان نمىكنم كه احدى [ از علما ] بيشتر اين امور را واجب دانسته باشد ، اضافه بر اينكه بسيار دشوار هم هست . « 2 »
و در مرآة العقول گفته است : ظاهرا اين حقوق نسبت به مؤمنين كامل است يا برادرى كه در راه خدا با او قرار برادرى گذاشته ، و گرنه رعايت تمام اين امور نسبت به همهء شيعه بسيار مشكل بلكه ممتنع است . مگر اينكه گفته شود : مقيّد به توانايى يا آسان بودن انجام آنها است بهطورى كه صدمهاى به حالش نرساند .
حال كه اين مطلب را دانستى ، مىگويم : بدون ترديد اين حقوق براى مولاى ما حضرت صاحب الزمان عليه السّلام بر تمام اهل ايمان ثابت است . به هرتقدير اين حقوق براى امام عليه السّلام مسلّم مىباشد ، زيرا كه ايمان امام از هرمسلمانى كاملتر است ، و در حديث عبد العزيز بن مسلم از حضرت رضا عليه السّلام از امام به برادر مهربان تعبير شده ، و دعاى در حق او اطاعت امر و كمك كردن او به زبان است ، چنانكه توضيح خواهيم داد .
9 - تعظيم خدا و دين خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله
اصل اينكه دعا كردن براى آن حضرت تعظيم است در مكرمت دوم بيان گرديد ، و امّا اينكه اين عمل تعظيم خدا است نيازى به توضيح ندارد ، زيرا كه تعظيم هرمؤمن تنها براى ايمان ، جز تعظيم خدا چيز ديگرى نيست .
و امّا حسن و خوبى تعظيم دين خدا ، از امور بديهى است كه عقل آن را درك مىكند و نيازى به خبر منقولى در اين باره نيست . اضافه بر اينكه بسيارى از واجبات و سنّتها براى اين جهت
هامش
( 1 ) . كافى : 2 / 169 .
( 2 ) . بحار الانوار : 74 / 238 .