پنجم : از جمله حقوق مؤمن بر مؤمن ديگر دعا كردن براى او است . دليل بر آن - اضافه بر آنچه در اوّل بخش چهارم آورديم و در بحث قبولى اعمال خواهد آمد كه از راههاى حاصل شدن و اداى حق واسطهء نعمت ، دعا كردن براى او است - روايتى است كه علامه مجلسى در بحار از فقه الرضا عليه السّلام آورده كه فرمود : بدانكه ، خداوند تو را رحمت كند ، حق برادران واجب و فرض است - تا اينكه فرمود : - و توجه به سوى خدا به وسيلهء دعا كردن براى آنها . . . . « 1 »
و روايتى است كه ثقة الاسلام كلينى از معلّى بن خنيس از حضرت ابى عبد اللّه صادق عليه السّلام آورده كه گفت : به آن حضرت عرض كردم : حق مسلمان بر مسلمان چيست ؟ فرمود : هفت حقّ واجب دارد هيچكدام غير واجب نيست . اگر از اين حقوق چيزى را ضايع كند از ولايت و طاعت خداوند خارج شده است ، و خداى را در او قسمتى نخواهد بود . گويد : عرض كردم : فدايت شوم ! اين حقوق چيست ؟ فرمود : اى معلّى ! من به تو مهربان هستم ، مىترسم آنها را تضييع نموده و رعايت نكنى ، و بدانى و عمل ننمايى . عرض كردم : لا قوّة إلّا باللّه ! به خواست و قوهء الهى عمل خواهم كرد .
فرمود : آسانترين حق آن است كه آنچه براى خودت دوست مىدارى براى برادرت دوست بدارى و آنچه براى خودت بد مىدانى براى او هم نپسندى .
حق دوم : اينكه از خشمگين ساختن او اجتناب ورزى و موجبات خرسندىاش را فراهم آورى و امرش را اطاعت نمايى .
حق سوم : اينكه او را با جان و مال و زبان و دست و پايت كمك نمايى .
حق چهارم : اينكه چشم او و راهنما و آينهء او باشى .
حق پنجم : اينكه سير نشوى درحالىكه او گرسنه بماند و سيراب نگردى درحالىكه او تشنه باشد و نپوشى درحالىكه او برهنه و نپوشيده باشد .
حق ششم : اينكه اگر خدمتگزارى داشتى و برادرت نداشت ، واجب است خادمت را بفرستى كه لباسهايش را بشويد ، و غذا برايش فراهم سازد ، و جايش را آماده سازد .
حق هفتم : اينكه سوگندش را باور كنى ، و دعوتش را اجابت نمايى ، و در بيمارىاش به عيادتش روى ، و در تشييع جنازهاش حاضر شوى ، و اگر بدانى كه حاجتى دارد به انجام آن
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 74 / 226 .