شد . سپس واثق دستور داد كه به ابو عثمان مازنى هزار دينار بدهند و تحفهها و هديههايى نيز به وى داد ، كنيز هم به او هديههايى عطا كرد ، باز با كمال احترام او را به شهرش روانه ساخت . وقتى به بصره رسيد مبرّد به ديدنش آمد ، مازنى به او گفت : اى ابو العباس ! چطور است ! صد دينار براى خدا رد كردم ، به جاى آن هزار دينار به من داد .
مىگويم : صد دينار را براى تعظيم قرآن رها كرد ، و تعظيم قرآن تعظيم خداوند است . پس توجه كن و كوشش نما كه آن را تعظيم كنى و نيز حضرت صاحب الزمان را تعظيم بنماى كه او همتا و شريك قرآن است به هرعنوانى كه تصور شود .
قرآن ريسمان محكم الهى است ، حضرت قائم - عجّل اللّه فرجه الشريف - نيز ريسمان محكم خدا است .
قرآن را خداوند به پيغمبر عطا كرد در مقابل تمام چيزهايى كه به اهل دنيا عطا فرموده است .
حضرت قائم عليه السّلام نيز همينطور است .
قرآن را خداوند دربارهاش فرموده :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ ؛
« 1 » ما به تحقيق ذكر ( قرآن ) را نازل نموديم و ما حافظ و نگهدار آنيم . قائم عليه السّلام نيز در حفظ و مراقبت الهى است .
در قرآن بيان همهچيز هست ، قائم عليه السّلام نيز بيانكننده همهچيز است .
خداوند قرآن را نازل كرد تا مردم را از تاريكىها به سوى نور بيرون برد ، قائم عليه السّلام را خداوند ظاهر خواهد ساخت تا مردم را از ظلمات برهاند و به نور ظاهرى و باطنى برساند .
تمام قرآن [ از جهت معانى و حقايق ] از جهانيان غايب و در پرده است .
[ عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد * كه دار الملك ايمان را مجرّد بيند از غوغا ]
صاحب الزمان - عجّل اللّه فرجه الشريف - نيز از نظر اهل عالم غايب و در پشت پرده است .
با قرآن اصلى اسرار نهانى آشكار مىگردد ، به ظهور قائم عليه السّلام نيز اسرار نهانى ظاهر مىشود .
قرآن شفاى مؤمنين است ، قائم عليه السّلام هم شفاى مؤمنين است .
قرآن براى كافران جز زيان و كفر و طغيان چيزى نيفزايد ، قائم عليه السّلام نيز همينطور است .
قرآن براى عدّهاى هدايت و رحمت و براى عدّهاى ديگر نقمت و هلاكت است ، قائم عليه السّلام نيز همينطور است .
هامش
( 1 ) . سوره حجر ، آيه 9 .