خداوند - عزّ و جلّ - را عبادت كند ولى خداى - عزّ و جلّ - را درحالىكه بغض خاندانم و شيعيانم را در دل داشته باشد ملاقات نمايد ، خداوند سينهاش را جز به نفاق نگشايد . « 1 »
2 - همچنين در اصول كافى به سند خود از يعقوب بن الضحاك از يكى از اصحاب ما - كه سرّاج و خدمتگزار حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام بود - چنين آورده است : امام صادق عليه السّلام در حيره بود ، من و عدّهاى از دوستانش را براى انجام كارى فرستاد - تا آنجا كه گويد : بازگشتم و - سخن از قومى به ميان آمد ، عرض كردم : فدايت شوم ! ما از آنها بيزارى مىجوييم ، چون آن اعتقادى كه ما داريم آنها ندارند ، شما از آنها بيزارى مىجوييد ؟ عرض كردم : آرى . فرمود : پس نزد ما هم چيزهايى هست كه شما نمىدانيد ، شايسته است كه از شما بيزارى بجوييم ؟ عرض كردم : فدايت شوم ، خير . فرمود : و همچنين مطالبى نزد خداوند هست كه نزد ما نيست پس بايد خداوند ما را دور بيندازد ؟ عرض كردم : نه سوگند به خدا قربانت گردم . فرمود : پس آنها را دوست بداريد و از آنها بيزارى مجوييد ، بعضى از مسلمانها يك سهم و بعضى دو سهم از ايمان دارند . « 2 »
اين خبر طولانى است و در باب درجات ايمان اصول كافى آمده است .
3 - در باب « الحبّ فى اللّه » در كتاب مذكور از حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : از محكمترين گيرههاى ايمان اينكه [ شخص ] در راه خدا محبّت كند ، و در راه خدا حكم گيرد ، و در راه خدا ببخشد ، و در راه خدا منع كند . « 3 »
4 - و نيز در همان باب از كتاب مزبور روايت از آن حضرت از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله آمده كه فرمود :
كدام يك از گيرههاى ايمان محكمتر است ؟ اصحاب گفتند : خدا و رسولش بهتر مىدانند ، و بعضى گفتند : نماز . بعضى گفتند : زكات . برخى گفتند : روزه . و بعضى گفتند : حج و عمره . و بعضى گفتند : جهاد . آنگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : براى هريك از آنچه گفتيد فضيلتى هست ولى اينها نيست ، و امّا محكمترين گيرههاى ايمان محبّت در راه خدا و بغض در راه خدا و دوستى دوستان خدا و بيزارى از دشمنان خدا است .
5 - و از حضرت صادق عليه السّلام مروى است : هركس دوستى در راه دين و خشم به خاطر دين نداشته باشد ، دين ندارد . « 4 »
هامش
( 1 ) . كافى : 2 / 46 .
( 2 ) . كافى : 2 / 43 .
( 3 ) . كافى : 2 / 125 .
( 4 ) . كافى : 2 / 127 .