اى محمد صلّى اللّه عليه و إله ! هركس يكى از اولياى مرا اهانت كند ، آشكارا با من جنگ كرده و من براى يارى اولياى خودم بيشترين شتاب را دارم . « 1 »
و نيز در آن كتاب به سند صحيحى از امام صادق عليه السّلام مروى است كه فرمود : مؤمن دوست خداوند است او را يارى مىكند ، و جز حقّ بر او چيزى نمىگويد و از غير او نمىترسد .
و در همان كتاب به سند خود از حضرت ابى عبد اللّه صادق عليه السّلام آورده كه فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : پروردگارم مرا به معراج برد و از پشت حجاب به من وحى كرد آنچه وحى كرد و به من فرمود : اى محمد ! هرآنكه يكى از دوستان مرا خوار كند به جنگ من سنگر گرفته ، و هركه با من جنگ كند با او جنگ نمايم . گفتم : پروردگارا ! اين ولىّ تو كيست ؟ فرمود : او كسى است كه براى تو و وصىّ تو و ذريهء شما به ولايت بر تو پيمان گرفتهام . « 2 »
چون اين را دانستى مىگويم : در وجوب محبّت و دوستى اولياى خدا و وجوب بغض و دشمنى با دشمنان خدا ترديدى نيست بلكه از ضروريات مذهب ما است ، عقل و نقل نيز بر آن دلالت دارند .
امّا عقل : شايد نياز به بيان نداشته باشد .
و امّا نقل : متواتر است ولى ما - از باب تيمّن - به ذكر چند روايت اكتفا مىكنيم :
1 - در كافى به سند صحيحى از حضرت ابو جعفر ثانى امام جواد عليه السّلام از پدرش از جدّش مروى است كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمودند : خداوند اسلام را آفريد و براى آن ميدان و نور و دژ و ياورى قرار داد ، عرصهء ميدان اسلام قرآن و نور آن حكمت ، و دژ آن نيكى و معروف است ، امّا انصار و ياران آن من و خاندانم و شيعيان ما هستيم . پس خاندان من و شيعيانشان را دوست بداريد كه : وقتى در معراج به آسمان دنيا برده شدم ، جبرئيل مرا به اهل آسمان معرفى كرد ، خداوند محبّت من و محبّت خاندانم و شيعيانشان را در دل فرشتگان به وديعت سپرد ، كه اين محبّت تا روز قيامت نزد آنها امانت است ، سپس مرا به سمت اهل زمين فروآورد ، و مرا به اهل زمين معرفى نمود ، پس خداوند - عزّ و جلّ - محبّت من و خاندان من و شيعيانشان را در دلهاى مؤمنين امّتم قرار داد . بنابراين مؤمنان امّت من امانت مرا تا روز قيامت حفظ مىكنند . آگاه باشيد كه اگر كسى از امّت من در تمام عمرش - كه همهء دورانها را پر كند -
هامش
( 1 ) . كافى : 2 / 352 .
( 2 ) . كافى : 2 / 353 .