بلكه به خدا قسم از تو و از كسانى كه به تو ايمان آوردهاند بيزارى مىجوييم و از كسانى كه به آنها ايمان نمىآورند و كسى كه آنها را به دار آويخت و از قبر بيرون آورد و اين كارها را با آنها كرد بيزارى جوييم . پس مهدى عليه السّلام امر مىكند باد سياهى بر آنها مىوزد و مانند نخلهاى خشكيده بر خاك هلاك مىافكند . . . . « 1 »
29 - و نيز در آن كتاب آمده : امام صادق عليه السّلام فرمود : نخستين برنامهاى كه مهدى عليه السّلام آغاز مىكند اينكه در سراسر جهان اعلام مىكند : توجّه كنيد ! هرآنكه از يكى از شيعيان طلبى دارد تذكر دهد ، تا اينكه حتى سيرچه و خردل كوچك را ادا كنند تا چه رسد به طلاها و نقرهها و املاك . . . . « 2 »
30 - در بحار در حديثى از طريق عامّه از نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله آمده كه فرمود : . . . تا اينكه آن حضرت عليه السّلام فرمان دهد آوازدهندهاى ندا كند : هركس نيازى به مال داشته باشد بيايد ، پس جز يك نفر هيچكس از جاى برنمىخيزد . مىگويد : من نيازمندم . مىفرمايد : نزد خازن ( مسؤول بيت المال ) برو به او بگو : مهدى به تو امر مىكند كه به من مالى بدهى ، هنگامى كه آن مرد نزد خازن مىرود ، او مىگويد : جامههايت را برگير . و چون پولها را به دامنش مىريزد ، آن شخص پشيمان مىشود و با خود مىگويد : من طمعكارترين افراد امت محمد صلّى اللّه عليه و إله هستم ، آنگاه پولها را برمىگرداند ، ولى از او پذيرفته نمىشود و به او مىگويند : ما آنچه دادهايم دوباره نمىگيريم . « 3 »
6 - نصيحت آن حضرت عليه السّلام براى خدا و رسول و براى مؤمنين
تمام اين عناوين به حكم عقل و شرع موجب دعا براى آن حضرت است و بر اين معنى دلالت مىكند ، تمام رواياتى كه دربارهء تلاش آن حضرت در احياى دين خدا و اعلاى كلمة اللّه ، و كشتن دشمنان خدا و امنيت بلاد ، و هدايت مردم به حق وارد شده ، اضافه بر آنچه در زيارت آن حضرت آمده كه : « السّلام عليك أيّها الوليّ النّاصح » ؛ سلام بر تو اى سرپرست خيرخواه .
و نيز در دعاى بعد از زيارتى كه از آن جناب روايت شده همين مضمون آمده است .
و در يكى از توقيعات شريف آن حضرت چنين است : پس تقواى خدا را پيشه كنيد و به ما تسليم شويد ، و امر را به ما واگذاريد كه بازگشت به سوى ما است همچنانكه وارد شدن [ به امر
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 53 / 13 . خبر ديگرى نيز در آخر همين بخش در هدم بناهاى كفر و نفاق خواهد آمد . ( مؤلف )
( 2 ) . بحار الانوار : 53 / 34 .
( 3 ) . بحار الانوار : 51 / 92 .