دين ] نيز از ما آغاز شد ، و تلاش نكنيد آنچه از شما پوشيده مانده كشف نماييد و پرده برداريد ، و تمايل به راست و انحراف به چپ نداشته باشيد ، و ما را مقصد خود سازيد با دوستى برمبناى سنّت روشن ، كه من شما را نصيحت و خيرخواهى كردم و خداوند بر من و شما شاهد و گواه است . « 1 »
در اين سخن حكمتهاى لطيفى نهفته است كه براى صلاح حال دنيا و آخرتت كافى است .
حرف « و »
1 - ولايت آن حضرت عليه السّلام
ولايت آن حضرت براى خداوند ، و ولاى ما نسبت به آن حضرت ، و نيز ولايت آن حضرت بر ما ، از مهمترين امورى است كه به دليل عقلى و شرعى موجب و انگيزهء دعا براى آن حضرت است . در اينجا سه موضوع بحث مىشود :
موضوع اوّل - ولايت آن حضرت نسبت به خداوند : ولايت در اينجا - به فتح واو - به معنى محبّت است ، پس هركه خداوند را دوست مىدارد ولى خداست ، بنابراين همهء مؤمنين شايسته و صالح ، اولياى خداوند - عزّ و جلّ - مىباشند و دليل بر اين معنى است از آيات قرآن :
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ ؛
« 2 » آگاه باشيد كه اولياى خدا نه ترسى بر آنان هست و نه اندوهگين شوند ، آنان كه ايمان آورده و تقوى پيشه ساختند . بنابراينكه
الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ
بيان و تفسير اولياء باشد .
و از روايات : ثقة الاسلام كلينى به سند خود از مفضّل بن عمر روايت كرده كه گفت : ابو عبد اللّه امام صادق عليه السّلام فرمود : هرگاه روز قيامت شود منادى ندا كند ، كجايند آنها كه از اولياى من جلوگيرى كردهاند ؟ پس گروهى كه بر صورتهايشان گوشت نيست بپاخيزند . آنگاه اعلام مىشود : اينها كسانى هستند كه مؤمنين را اذيّت كردهاند و با آنان دشمنى و مخالفت نمودند ، و در دينشان تكبّر ورزيدند . پس امر مىشود تا آن گروه را به جهنم ببرند . « 3 »
و در همان كتاب به روايت ابان بن تغلب از حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام آمده كه فرمود : وقتى پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله به معراج برده شد ، گفت : پروردگارا ! حال مؤمن نزد تو چگونه است ؟ خداوند فرمود :
هامش
( 1 ) . احتجاج : 2 / 279 .
( 2 ) . سوره يونس ، آيه 62 و 63 .
( 3 ) . كافى : 2 / 351 .