كسى كه مدّعى محبّت مولاى خودت هستى آيا روزى بر شما مىگذرد كه او را فراموش نكنى ؟
پس در غيبت او برايش دعا بسيار كنيد و فرصت را غنيمت بشماريد .
موضوع دوم - اينكه دوستى ما مقتضى اين است كه در دعا كردن براى آن حضرت كوشش و جدّيت داشته باشيم : دعا كردن براى محبوب در نهاد افراد بشر نهفته و با سرشت آنان آميخته است ، و اين امر كاملا واضح است ، ولى منظور ديگرى را در اينجا دنبال مىكنيم اينكه : لازم است دعاى براى آن حضرت را بر هردعايى مقدم بداريم . توضيح اين مطلب نياز به مقدّمهاى دارد كه مىآوريم ، انگيزهها و اسباب محبّت سه چيز است : لذّت و نفع و نيكى . مهمترين و كاملترين اين انگيزهها سومين آنها است ، « 1 » بلكه مىتوان گفت : آن دو سبب اوّل و دوم هم به اين سبب برمىگردد .
منظور از نيكى و خير اين است كه وجود چيزى به وجهى از وجوه خير و نيك باشد ، كه هرگاه انسان بداند وجود چيزى يا شخصى مايهء نيكى و خير است از روى طبع آن را دوست مىدارد هرچند كه از آن ، خير به او نرسد و هرچه خيرش بيشتر باشد علاقه و محبّت انسان نسبت به او زيادتر مىگردد ، البته برحسب درجات معرفت و شناخت خيرهاى وجود او . حال كه اين مقدّمه را دانستى بدان كه تمام انگيزههاى موجب محبّت در وجود مولاى ما حضرت حجّت - عجّل اللّه فرجه الشريف - جمع است .
امّا لذّت ، كدام لذّت براى مؤمن شيرينتر و بالاتر از زيارت جمال مبارك آن حضرت و تشرّف به وصال او است ؟ كه لذتهاى ظاهرى و باطنى آن به قدرى زياد است كه نمىتوانم بشمارم ، لذا امير المؤمنين عليه السّلام از روى شوق ديدارش آه مىكشيد - چنانكه در حديثى در غيبت نعمانى آمده است - . « 2 »
و امّا نفع : همانطور كه در بخش سوم كتاب دانستى تمام منافع و بهرهها به بركت وجود آن حضرت به خلايق مىرسد ، اضافه بر منافع و آثار مخصوصى كه متوقف بر ظهور آن حضرت است ، و چه خوش گفتهاند به عربى :
« لقد جمعت فيه المحاسن كلّها » ؛ به راستى كه همهء خوبىها در او جمع گرديده است .
هامش
( 1 ) . زيرا كه غالبا آن دو سبب نخستين در معرض زوال و از بين رفتن است كه محبّت نيز از بين مىرود ، ولى وجود مولاى ما حضرت صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه - منافع وجودش پيوسته موجود است و لذّت مؤمن به وجود آن حضرت پايدار است .
( مؤلف )
( 2 ) . الغيبة نعمانى : 214 .