نزديك به همين مضمون در كمال الدين روايت شده است .
25 - و در همان كتاب از امام صادق عليه السّلام در حديثى كه قسمتى از آن در بحث لواى آن حضرت گذشت آمده : اولين برنامهاى كه آغاز مىنمايد اينكه دست بنى شيبه را مىبرد و بالاى كعبه مىآويزد و جارچى آن حضرت ندا مىكند : اينها دزدان [ اموال ] خدا هستند . « 1 »
26 - در بحار از حضرت ابى عبد اللّه صادق عليه السّلام روايت است كه فرمود : نخستين برنامهء عدالت كه قائم عليه السّلام اجرا مىكند اين است كه : جارچى آن حضرت ندا كند : آنان كه حج و طواف مستحبى مىخواهند انجام دهند كنار بروند تا كسانى كه حج و طواف واجب بر عهده دارند ، حجر الاسود را استلام نموده و طواف بجاى آورند . « 2 »
27 - و در حديث مفصّل آمده : و بين ركن و مقام مىايستد پس فرياد مىزند و مىگويد : اى گروه نقيبان و نزديكان من ، اى كسانى كه خداوند آنها را براى يارى من پيش از ظهورم بر روى زمين ذخيره كرده ، از روى ميل به سوى من آييد . پس درحالىكه در محرابها و بر رختخوابهاى خود هستند در مشرق و مغرب زمين نداى آن حضرت به آنها مىرسد ، و در يك صدا به گوش فردفرد آنها مىرسد ، و بيش از يك چشم برهم زدن نمىگذرد تا اينكه همگى در پيشگاه آن حضرت بين ركن و مقام قرار مىگيرند ، پس خداوند - عزّ و جلّ - به نور امر مىكند عمودى مىشود از زمين تا آسمان ، پس هرمؤمنى بر روى زمين از آن استفاده مىنمايد .
درون خانهاش از آن نور وارد مىشود ، و نفوس مؤمنين به آن نور خوشحال مىگردد ، درحالى كه آنها ظهور قائم ما اهل بيت عليهم السّلام را نمىدانند ، سپس به خدمت آن حضرت ايستاده صبح مىكنند ، و آنها سيصد و سيزده نفرند به عدد اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله روز بدر . « 3 »
28 - در همان كتاب است كه : جارچى مهدى عليه السّلام ندا مىكند كه هركس دو مصاحب و هم قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را دوست مىدارد يك طرف برود ، پس مردم دو دسته مىشوند دستهاى دوست و دستهء ديگر بيزار از آنها . پس مهدى عليه السّلام بيزارى از آن دو را بر مواليانشان عرضه مىكند . مىگويند : اى مهدى آل رسول عليهم السّلام ما آنوقت نمىدانستيم اين منزلت را نزد خدا و تو دارند و فضيلتى كه آشكار شد نديده بوديم ، از آنها بيزارى نجستيم ، آيا اكنون از آنها بيزارى جوييم با اينكه تر و تازه بودن بدن آنها و زنده شدن درخت خشك را به وسيلهء آنها ديديم ؟
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 52 / 361 .
( 2 ) . بحار الانوار : 52 / 374 .
( 3 ) . بحار الانوار : 53 / 7 .