بر من عارض گرديد ، با خانوادهام خداحافظى كردم ، مىخواستم فرار كنم ، به خانهء حضرت ابو محمد ( امام عسكرى عليه السّلام ) رفتم ، وقتى بر آن جناب وارد شدم نوجوانى ديدم كه در كنارش نشسته بود ، چهرهاش مانند ماه شب چهارده مىدرخشيد ، از آن نور و روشنايى تعجب كردم ، و نزديك بود وضع و حال خودم را هم فراموش نمايم كه به من فرمود : اى ابراهيم ! فرار مكن كه خداوند شرّ او را از تو دور خواهد ساخت . بر حيرتم افزود ، به امام ابو محمد عليه السّلام عرض كردم : اى فرزند پيغمبر ، مولاى من ! اين كيست كه از باطن من خبر داد ؟ فرمود : او پسر و خليفهء من است . « 1 »
و از كسانى كه درخشندگى نور حضرتش را ديدهاند ، احمد بن اسحاق قمى است كه در حرف غين بخش چهارم حديثش را آورديم .
2 - اشراق نور آن حضرت باواسطه است ، بدانكه درخشندگى تمام نورها در شبوروز ، ماه و خورشيد و غير اينها از اشراقات نور آن حضرت و فيوضات وجود شريف آن جناب است در غيبت و حضور .
توضيح و بيان اين معنى به چند وجه تقرير مىگردد :
اوّل : اينكه خورشيد و ماه و غير اينها از نور آن حضرت - صلوات اللّه عليه - آفريده شده است - چنانكه رواياتى بر اين معنى دلالت مىكند - و اين منافاتى ندارد با حديثى كه قبلا ذكر شد كه خورشيد و ماه از نور امام حسن عليه السّلام خلق شده ، چون باز در روايات آمده كه نور و ارواح و طينت خاندان عصمت عليهم السّلام يكى است ، يعنى از يك اصل آفريده شدهاند ، بنابراين صحيح است كه گفته شود : ماه از نور پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خلق شده يا نور امير المؤمنين يا حضرت قائم يا امامان ديگر عليهم السّلام . نظير اين معنى را عالم ربانى شيخ جعفر شوشترى رحمه اللّه در كتاب خصائص الحسين عليه السّلام آورده ، وى ضمن بيان اينكه نور حسين عليه السّلام اولين مخلوقات است گفته : چون نور او از نور پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله است و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرموده : « أوّل ما خلق اللّه نوري » ؛ نخستين چيزى كه خداوند آفريد نور من بود . « 2 »
دوم : رواياتى كه دلالت مىكند بر اينكه تمام مخلوقات به عنوان مقدّمهء خلقت وجود آن حضرت و پدران بزرگوارش آفريده شدهاند ، پس علّت غايى خلقت موجودات هستند ، بنابراين وجود خورشيد و نور و روشنايى آن بواسطهء حضرت حجّت و پدران معصوم آن حضرت است .
هامش
( 1 ) . اثبات الهداة : 7 / 356 .
( 2 ) . الخصائص الحسينيّه : 15 .