قسم اوّل : هنگام ولادت ، نور آن حضرت بهطورى بود كه تا آسمان رسيد . چنانكه در كتاب كمال الدين از محمد بن عثمان عمرى - قدّس اللّه روحه - روايت شده كه گفت : هنگامى كه خلف مهدى - صلوات اللّه عليه - متولد شد نورى از بالاى سرش تا بر فراز آسمان ساطع گشت ، سپس به رو به سجده افتاد و براى پروردگار متعال سجده بجاى آورد ، آنگاه سر برداشت درحالىكه مىگفت :
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ . . .
و ولادت او عليه السّلام روز جمعه بود . « 1 »
و در روايت ديگرى از كنيز امام ابو محمد عسكرى عليه السّلام روايت شده كه : وقتى سيّد عليه السّلام متولد شد ، نورى از آن حضرت ديد كه تا افق آسمان ساطع است ، و پرندگان سفيدى ديد كه از آسمان فرود مىآيند و بالهاى خود را بر سروصورت و ساير قسمتهاى بدنش مىكشند ، سپس پرواز مىكنند . وقتى به جناب ابو محمد اين مطلب را خبر داديم ، خنديد و فرمود : آنها ملائكه بودند ، به خاطر تبرك به اين نوزاد فرود آمدند ، و آنها ياران او هستند هنگامى كه خروج نمايد . « 2 »
در روايت ديگرى از حكيمه آمده كه گفت : ناگاه او ( نرجس ) را ديدم كه اثر نور بر او هست تا جايى كه چشمم را گرفت . « 3 »
كه در كمال الدين و بحار و غير اينها ذكر گرديده است .
قسم دوم : درخشندگى نور آن حضرت در هردو زمان حضور و غيبت . اين درخشندگى دو نحوه است :
1 - اشراق بدون واسطه براى جمعى از مؤمنين تشرّف به ديدار آن اشراق حاصل گرديده است . از جمله در كتاب كمال الدين از محمد بن الحسن كرخى روايت شده كه گفت : ابو هارون - مردى از هممسلكان ما - مىگفت : حضرت صاحب الزمان عليه السّلام را ديدم درحالىكه صورتش مانند ماه شب چهارده مىدرخشيد . « 4 »
و نيز محدث بزرگوار محمد بن الحسن حرّ عاملى در كتاب اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات به نقل از كتاب اثبات الرجعة شيخ اجل فضل بن شاذان آورده كه گفت : ابراهيم بن محمد بن فارس نيشابورى گفت : هنگامى كه عمرو بن عوف قصد كشتن مرا كرد ، ترس شديدى
هامش
( 1 ) . كمال الدين : 2 / 433 . اين روايت با روايت ديگرى كه مىگويد : آن حضرت در شب متولد شد ، منافاتى ندارد ، زيرا كه ولادت آن حضرت هنگام سپيدهدم بوده ، لذا هم مىتوان گفت در روز متولد شده و هم مىشود بگوييم شب متولد گرديده است .
( مؤلف )
( 2 ) . كمال الدين : 2 / 431 .
( 3 ) . كمال الدين : 2 / 428 .
( 4 ) . كمال الدين : 2 / 434 .