راوى گويد : عرض كردم : فدايت گردم آيا براى خودت دعا نكردى ؟ فرمود : براى نور آل محمد و سابق آنها و انتقامگيرنده به امر خداوند از دشمنانشان دعا كردم . عرضه داشتم : خروج او كى خواهد بود ، خدا مرا فداى شما گرداند ؟ فرمود هروقت آنكه خلق و امر از آن او است ، بخواهد . گفتم : پيش از خروج نشانهاى هست ؟ فرمود : آرى ، نشانههاى مختلفى هست . عرض كردم : مثل چه ؟ فرمود : خروج دابّهاى از مشرق و پرچمى از مغرب و فتنهاى كه اهل زوراء ( بغداد يا تهران ) را بپوشاند ، و خروج يكى از فرزندان عمويم زيد در يمن ، و يغما بردن پردهء خانهء كعبه و آنچه خدا بخواهد مىكند . « 1 »
6 - در تفسير البرهان و غير آن از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت شده كه فرمود : داخل مسجد كوفه شدم ديدم امير المؤمنين - صلوات اللّه و سلامه عليه - با انگشت چيزى مىنويسد و تبسّم مىكند .
عرض كردم : يا امير المؤمنين چه موجب خندهء شما شده ؟ فرمود : در شگفتم از كسى كه اين آيه را مىخواند ولى به معنى آن بهطورىكه شايسته است معرفت ندارد . عرض كردم : كدام آيه يا امير المؤمنين ؟ فرمود :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ -
مشكوة محمد صلّى اللّه عليه و إله است -
فِيها مِصْباحٌ -
مصباح من هستم ( امير المؤمنين ) -
فِي زُجاجَةٍ -
حسن و حسين مىباشند -
كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ
- على بن الحسين است -
يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ -
محمد بن على است -
زَيْتُونَةٍ -
جعفر بن محمد است -
لا شَرْقِيَّةٍ -
موسى بن جعفر است -
وَ لا غَرْبِيَّةٍ -
على بن موسى است -
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ -
محمد بن على است -
وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ -
على بن محمد است -
نُورٌ عَلى نُورٍ -
حسن بن على است -
يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ -
قائم مهدى است -
وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
« 2 »
نكتهء جالب اينكه : همانگونه كه وجود آن حضرت نور است و او از نور است و به نور هدايت مىكند و پيروانش در نور هستند ، تاريخ ولادتش هم نور است - چنانكه قبلا گفتيم ، تاريخ ولادتش نيمه شعبان المعظم سال دويست و پنجاه و شش بوده و اين تاريخ با كلمهء « نور » از نظر عدد حروف به حساب ابجد مطابق است . « 3 » خداوند ما را از ياران و شيعيانش قرار دهد .
فصل چهارم - در بيان اشراقات نور آن حضرت در آغاز ظهور و زمان غيبت و حضور : در عالم ملكوت اشراق نور آن حضرت براى ابراهيم عليه السّلام آشكار گرديد ، هنگامى كه ملكوت
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 86 / 62 .
( 2 ) . تفسير برهان : 3 / 136 ؛ سورهء نور ، آيهء 35 .
( 3 ) . در حساب ابجد : عدد ( ن ) پنجاه ، و عدد ( و ) شش ، و عدد ( ر ) دويست مىباشد . ( مترجم )