تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
3 - و نيز از حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام روايت كرده كه دربارهء آيهء :
وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ ؛
« 1 » و براى شما نورى قرار دهد كه با آن در ميان مردم زندگى كنيد . فرمود : يعنى امامى كه به او اقتدا نماييد . . . . « 2 » 4 - و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام نقل كرده كه دربارهء آيهء شريفهء :
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً ؛
« 3 » و هرآن‌كه خداوند نورى برايش قرار ندهد . فرمود : يعنى امامى از فرزندان فاطمه عليها السلام . « 4 » و احاديث ديگرى كه در جاى خود مراجعه شود . مطلب دوم : در بيان اين‌كه وجود حضرت بقية اللّه - ارواحنا فداه - به‌طور خصوص نور است . دليل : بر اين مطلب - اضافه بر آنچه در فصل چهارم خواهد آمد - چند روايت است از جمله : 1 - در بعضى از زيارت‌هاى جامعه در وصف آن حضرت چنين آمده : نور انوار آن‌كه به همين زودى زمين به وسيلهء او تابناك مىشود . . . 2 - در زيارت ديگر مىخوانيم : و نور او ( خدا ) در آسمان و زمين . « 5 » 3 - و در زيارت روز جمعهء آن حضرت آمده : سلام بر تو اى نور خداوند كه هدايت‌جويان به وسيلهء او هدايت مىشوند . « 6 » 4 - و در دعاى شب نيمهء شعبان در وصف حضرت صاحب الزمان عليه السّلام چنين مىخوانيم : « نورك المتألّق و ضيآؤك المشرق . . . » . متألّق : يا به معنى درخشندگى است كه با ظهور نور و اشراق وجود شريفش به‌طور مخصوصى مىتابد . و يا به معنى : « زينت‌كرده » است . چون با زيور مخصوص و الطاف خاصى آراسته است . و يا به معنى : « آماده‌شده براى مخاصمه » است ، چون آن حضرت خون‌بهاى نيكان و اخيار را طلب مىكند - چنان‌كه در اخبار و احاديث بسيار آمده است - . 5 - روايتى است كه سيد ابن طاووس در فلاح السائل و مجلسى در بحار آورده‌اند كه عبّاد بن محمد مدائنى گفت : بر حضرت ابى عبد اللّه صادق عليه السّلام در مدينه وارد شدم هنگامى كه از نماز ظهر فراغت يافته ، دست‌هايش را به سوى آسمان برداشته بود و مىگفت : « أي سامع كلّ صوت . . . » تا آخر دعايى كه ان شاء اللّه تعالى در بخش هفتم كتاب خواهيم آورد .
هامش
( 1 ) . سوره حديد ، آيه 28 . ( 2 ) . كافى : 1 / 195 . ( 3 ) . سوره نور ، آيه 40 . ( 4 ) . كافى : 1 / 195 . ( 5 ) . بحار الانوار : 102 / 227 . ( 6 ) . بحار الانوار : 102 / 215 .