6 - آرزوى اينكه اىكاش روز عاشورا بوديم و تصميم به يارى كردن آن حضرت داشتن ، ثواب شهيد شدن با آن حضرت را دارد ؛ آرزوى بودن با امام قائم عليه السّلام در زمان ظهور و قصد يارى كردن آن حضرت و جهاد با دشمنانش در ركابش نيز ثواب شهادت را دارد ، چنانكه دربارهء هردو روايت آمده است كه ان شاء اللّه تعالى در بخش هشتم خواهد آمد .
7 - حسين عليه السّلام ترسان از مدينه بيرون رفت و در مكّه نزول كرد ، سپس به سوى كوفه حركت فرمود ؛ حضرت حجّت عليه السّلام نيز نظير همين برايش اتفاق مىافتد كه در خبر صحيحى از امام ابو جعفر باقر عليه السّلام آمده : پس سفيانى عدّهاى را به مدينه مىفرستد ، و مهدى عليه السّلام از آنجا به سوى مكّه كوچ مىكند ، به ارتش سفيانى خبر مىرسد كه حضرت مهدى عليه السّلام به مكّه رفت ، لشكرى در تعقيب آن حضرت مىفرستد ، ولى به او نمىرسند تا اينكه ترسان وارد مكّه شود - به همان روش موسى بن عمران عليهما السلام - لشكر سفيانى در بيداء فرودمىآيد ، پس منادى از جانب آسمان ندا مىكند : « يا بيدآء أبيدي القوم » ؛ اى بيداء ! اين گروه را نابود كن . پس زمين آنها را فرومىبرد ، و فقط سه نفر از آنها باقى مىماند كه خداوند صورتهايشان را به عقب برمىگرداند ، و آنها از قبيلهء كلب هستند . « 1 »
8 - مصيبت آن دو بزرگوار سختترين مصيبتها است . اما مصيبت امام حسين عليه السّلام كه در گفتگوى آدم و جبرئيل آمده كه گفت : اى آدم اين فرزند تو به مصيبتى دچار مىگردد كه مصيبتها در كنار آن كوچك خواهد بود . « 2 » و امّا قائم عليه السّلام از اين جهت كه مصيبتش طولانى و محنتش شديد است .
امام حسين عليه السّلام ، هنگامى كه مىخواست از مكّه به سوى عراق خروج كند ، يارى خواست و فرمود : هرآنكه حاضر است جان خود را در راه ما بخشد و خودش را مهياى لقاء اللّه نمايد ، با ما بيايد كه ان شاء اللّه من فردا حركت مىكنم .
امام قائم حجّة بن الحسن - عجّل اللّه فرجه الشريف - نيز ، هنگامى كه در مكّه ظهور مىكند ، يارى مىطلبد ، چنانكه از امام پنجم حضرت باقر عليه السّلام در حديثى طولانى و صحيح چنين آمده : . . . در آن روز قائم عليه السّلام در مكّه است ، پشت خود را به بيت اللّه الحرام تكيه زده و به آن پناه برده ، بانگ مىزند : اى مردم ! ما از خداوند يارى مىجوييم ، هركه مىخواهد ما را اجابت كند كه ما خاندان
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 52 / 238 .
( 2 ) . بحار الانوار : 44 / 245 .