شباهت به حضرت ابو جعفر محمد بن على تقى عليه السّلام :
وقتى امامت به آن حضرت رسيد كه به سنّ مردان نرسيده و عمرش از هشت بهار نگذشته بود ، حضرت حجّت عليه السّلام نيز همينطور بود ، كه در سنين طفوليّت لواى امامت را به دست گرفت - چنانكه گذشت - .
شباهت به حضرت ابو الحسن على بن محمد هادى عليه السّلام :
هيبتى داشته كه نظير آن را احدى نداشته بهطورىكه دشمنان آن حضرت احترامها و تعظيمهايى براى آن جناب انجام مىدادند كه براى هيچ كس آن احترامها را انجام نمىدادند ، كه اين امر بر اثر هيبت آن حضرت بود نه از روى محبت و علاقه به آن بزرگوار ، قائم عليه السّلام نيز همينطور است كه - به ويژه در دل دشمنان - هيبت و رعب خاصى دارد ، و در بحث شباهت آن حضرت به ذو القرنين مطالب مناسبى گذشت .
شباهت به حضرت ابو محمد امام حسن عسكرى عليه السّلام :
آن حضرت عليه السّلام نيز ، همين صفت را داشته است كه بجا است اين بحث را با بيان روايت شريفى كه در مجلّد دوازدهم بحار آمده به پايان بريم .
مرحوم مجلسى رحمه اللّه به سند خود آورده كه : عباسيان و صالح بن على و گروهى از منحرفين از مسير اهل بيت عليهم السّلام بر صالح بن وصيف ، هنگامى كه امام حسن عسكرى عليه السّلام نزد او زندانى بود بر او وارد شدند و به او گفتند : بر آن حضرت سخت بگير و در وضع او رفاه و آسايشى فراهم مكن .
در جواب گفت : با او چكار كنم درحالىكه از بدترين افرادى كه توانستهام بر او گماشتهام ولى آنان در نماز و عبادت به جايگاه بلندى رسيدهاند . سپس آن دو نفر گماشته را احضار كرد و به آنها گفت : واى بر شما ! دربارهء اين شخص چه فكر مىكنيد ؟ گفتند : چه بگوييم دربارهء مردى كه روزش را روزهدار و شبش به عبادت مىگذرد ، نه سخن مىگويد و نه غير عبادت به كارى مشغول مىشود ، هرگاه به ما نظرى بيفكند لرزه بر اندام ما افتد ، و بهطورى هيبت او در دلمان واقع شود كه خوددارى نتوانيم كرد . هنگامى كه عباسيان اين گفتار را شنيدند با خوارى و سرافكندگى رفتند . « 1 »
و در بحث شباهت به امام حسين عليه السّلام مطالب مناسبى خواهد آمد . البته در گوشهها مطالب نهفته بسيار بود كه از آوردن آنها خوددارى گرديد تا مبادا كتاب طولانى شود ، توفيق از خداوند مىخواهيم .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 50 / 308 .