سخنگوى او در ميان مردم اعلام كند : هركس سر يكى از شيعيان على عليه السّلام را بياورد ، هزار درهم جايزه دارد . پس همسايه بر همسايهء خود حمله مىبرد و مىگويد : اين از آنها است ، و سر از بدنش جدا مىكند و هزار درهم مىگيرد ، و البته امارت و حكومت شما در آنروز جز به دست زنازادگان نخواهد بود ، و گويا من آن نقابدار را مىبينم ، عرض كردم : نقابدار كيست ؟ فرمود :
مردى از شما است كه معتقدات شما را قائل است ، نقاب مىپوشد و شماها را شناسايى مىكند ، به يكيك شما اشاره مىكند تا دستگير شويد او نيست مگر زادهء حرام . « 1 »
مىگويم : خروج سفيانى از جمله علائم حتمى پيش از ظهور حضرت قائم - عجّل اللّه فرجه الشريف - مىباشد ، چنانكه روايات بسيارى در اين باره آمده است ، او از نوادگان بنى اميّه - لعنهم اللّه تعالى - مىباشد و نامش عثمان بن عيينه [ عنبسه ] است .
و از امام صادق عليه السّلام است كه فرمود : اگر سفيانى را ببينى خبيثترين مردم را ديده باشى ، رنگش زرد و سرخ ، و چشمش كبود است . « 2 »
و از امير المؤمنين عليه السّلام روايت است كه فرمود : پسر هند جگرخوار از وادى يابس خروج مىكند ، او مردى ميانبالا ، با صورت وحشتناك و جمجمهء ضخيم و آبلهرو مىباشد . « 3 »
تفصيل مطالب در بحار و غير آن مذكور است .
موسى عليه السّلام ؛ هنگامى كه قومش در بيابان سرگردان و گم شدند و در آن حال سالها بسر بردند ، هرگاه فرزندى برايشان متولد مىشد ، پيراهنى بر او بود به قامت خودش - مانند پوست بدن - اين را طبرسى در مجمع البيان نقل كرده است . « 4 » قائم عليه السّلام نيز ، براى شيعيانش در عصر ظهور همين امر خواهد بود ، چنانكه در كتاب المحجة از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : وقتى قائم ما بپاخيزد ، زمين به نور پروردگارش روشن مىگردد ، و بندگان از نور خورشيد بىنياز مىشوند و شبوروز يكسان مىگردد ، و مرد در زمان آن حضرت هزار سال عمر كند ، هرسال برايش پسرى متولد شود ، و دخترى برايش متولد نگردد ، پيراهنى به قامتش او را مىپوشاند و هرچه بزرگتر شود آن پوشش نيز بزرگتر مىگردد ، و به هررنگى كه بخواهد مىشود . « 5 »
موسى عليه السّلام ؛ بنى اسرائيل منتظر قيامش بودند ، چون به آنها خبر داده شده بود كه فرج آنها به
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 52 / 215 .
( 2 ) . بحار الانوار : 52 / 205 .
( 3 ) . بحار الانوار : 52 / 205 .
( 4 ) . مجمع البيان : 1 / 117 .
( 5 ) . المحجّة : 184 - 185 .