تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
خداوند ديدگانش را بينا كرد باز هم گريست تا كور شد ، بار ديگر خداوند بينايى را به او بازگرداند . « 1 » قائم عليه السّلام در زيارت ناحيه [ خطاب به جدّش حسين عليه السّلام ] چنين گفته است : « و لأبكينّ عليك بدل الدّموع دما » ؛ و به جاى اشك بر تو خون مىگريم . شعيب عليه السّلام در قوم خود گفت :
بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ؛
« 2 » آنچه خداوند باقى گذارده برايتان بهتر است اگر ايمان داشته باشيد . قائم عليه السّلام نيز ، در كمال الدين آمده كه حضرت امام باقر عليه السّلام فرمود : هنگامى كه قائم عليه السّلام خروج كند به كعبه تكيه مىزند ، و سيصد و سيزده مرد نزدش حاضر مىشوند ، پس اولين سخنى كه به زبان مىآورد اين آيه است :
بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
سپس مىگويد : من بقية اللّه در زمين و خليفهء خدا و حجّت او بر شما هستم . پس هيچ مسلمانى بر او سلام نمىكند ، مگر اين‌كه چنين مىگويد : « السّلام عليك يا بقيّة اللّه في أرضه » و چون شمارهء يارانش به يك عقد كه ده هزار نفر است رسيد ، خروج مىكند . پس در زمين هيچ معبودى جز خداوند - عزّ و جلّ - باقى نمىماند ، بت‌ها و اصنام و غير اين‌ها نابود مىشود و آتش در آن‌ها مىافتد ، و اين امر پس از غيبتى طولانى خواهد بود تا خداوند معلوم سازد چه‌كسى در غيبت ايمان مىآورد و اطاعت مىكند . « 3 » شعيب عليه السّلام ؛ تكذيب‌كنندگانش به آتشى كه از ابرى كه در آن‌ها سايه افكنده بود بيرون آمد ، سوختند ، چنان‌كه خداوند - عزّ و جلّ - مىفرمايد :
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ؛
« 4 » پس او را تكذيب كردند و آن‌گاه عذاب روز سايبان [ ابر صاعقه‌خيز ] آنان را فروگرفت كه همانا آن عذاب روز بزرگى بود . قائم عليه السّلام نيز ، تمام بت‌ها و معبودهاى غير خدا در زمان ظهورش خواهد سوخت ، چنان‌كه در حديث گذشته دانستى .

شباهت به موسى عليه السّلام :

موسى عليه السّلام ؛ دوران حملش مخفى بود . قائم عليه السّلام نيز همين‌طور ، دوران حملش مخفى بود . موسى عليه السّلام ؛ ولادتش مخفيانه صورت گرفت . قائم عليه السّلام نيز ، ولادتش مخفيانه انجام شد . موسى عليه السّلام از قومش دو غيبت داشت كه يكى از ديگرى طولانىتر بود ، غيبت اوّل از مصر بود و غيبت دوم هنگامى كه به سوى ميقات پروردگارش رفت ، مدت غيبت نخستين بيست و هشت سال بود ، چنان‌كه در روايت شيخ صدوق در كمال الدين به سند خود از عبد اللّه بن سنان آمده كه
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 12 / 380 . ( 2 ) . سوره هود ، آيه 86 . ( 3 ) . كمال الدين : 1 / 331 . ( 4 ) . سوره شعراء ، آيه 189 .