را امر فرمود كه حجّ اين خانه را بجاى آوريد ، پس شما حجّ را انجام دهيد . و هركس به حجّ مىرود - تا روز قيامت - ابراهيم را اجابت كرده است . « 1 » قائم عليه السّلام نيز مردم را به سوى خدا دعوت مىكند ، چنانكه قبلا مطالبى در حرف « د » گذشت . مطالب ديگرى نيز ان شاء اللّه خواهد آمد .
شباهت به اسماعيل عليه السّلام :
اسماعيل عليه السّلام ؛ خداوند به ولادت او بشارت داد ، چنانكه فرمود :
فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِيمٍ ؛
« 2 » پس او را به پسر بردبارى مژده داديم . خداوند به ولادت و قيام قائم عليه السّلام نيز بشارت داده است ، چنانكه در بخش سوم گذشت . همچنين پيغمبر و ائمه معصومين عليهم السّلام بشارت دادهاند ، و نيز بر اين معنى دلالت مىكند آنچه در كتابهاى تبصرة الولى و بحار از اسماعيل بن على نوبختى رحمه اللّه آمده كه گفت : روزى در مرض فوت امام حسن عسكرى عليه السّلام در خدمتش بودم .
آن حضرت به خادم خود عقيد - غلام سياهچهرهاى كه اهل نوبه و پيش از آن هم خدمتگزار امام على النقى عليه السّلام بود و امام حسن عسكرى عليه السّلام را بزرگ كرده بود - فرمود : اى عقيد ! قدرى آب مصطكى براى من بجوشان . عقيد اطاعت كرد و پس از فراهم شدن آب مصطكى ، صيقل ، مادر امام زمان - عجّل اللّه فرجه الشريف - آن را به خدمت آن حضرت آورد .
حضرت ظرف را گرفت و خواست بياشامد ، ولى دست مباركش لرزيد و به دندان نازنينش خورد ، آنگاه آن را زمين نهاد و به عقيد فرمود : داخل اتاق شو ، خواهى ديد كودكى در سجده است ، او را نزد من بياور .
ابو سهل [ نوبختى ] گويد : عقيد گفت : هنگامى كه براى آوردن آن كودك به اندرون اتاق رفتم ، ديدم كودكى در حال سجده است و انگشت سبّابهء خود را به سوى آسمان گرفته است . من سلام كردم ، او نمازش را كوتاه كرد . عرض كردم : آقا شما را مىطلبد كه به خدمتش درآيى . در اين موقع مادرش صيقل آمد ، دستش را گرفت و او را نزد پدرش آورد .
ابو سهل گويد : موقعى كه خدمت آن حضرت رسيد ، سلام كرد ، ديدم رنگش بسان درّ سفيد ، موهاى سرش كوتاه و ميان دندانهايش گشاده بود . چون چشم امام حسن عسكرى عليه السّلام بر او افتاد گريه كرد و گفت : اى آقاى خاندانم ، اين آب را به من بده كه به سوى پروردگارم مىروم .
آقازاده اطاعت كرد و ظرف آب مصطكى را برداشت و به دهان پدرش نزديك برد تا آن را نوشيد . سپس امام عسكرى عليه السّلام فرمود : مرا براى نماز آماده سازيد . آن كودك حولهاى در دامان
هامش
( 1 ) . البرهان : 1 / 154 ؛ و كافى : 4 / 205 .
( 2 ) . سوره صافات ، آيه 101 .