تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
وضع او مرا مبهوت كرد و آب بيرون آوردنش را بزرگ شمردم ، پس از آن‌كه نماز را سلام داد ، از يكى از آن دو نفر كه سمت راست من بود پرسيدم : اين كيست ؟ به من گفت : اين صاحب الامر فرزند امام حسن عسكرى عليه السّلام است . پيش رفتم و دست‌هاى مبارك حضرت را بوسيدم و عرضه داشتم : يابن رسول اللّه ! دربارهء شريف عمر فرزند حمزه چه مىفرمايى آيا او برحقّ است ؟ فرمود : خير ، ولى بسا كه هدايت شود و پيش از مرگ مرا مىبيند . راوى مىگويد : اين حديث جالب را نگاشتيم ، و مدتى از اين قضيه گذشت تا اين‌كه شريف عمر فرزند حمزه وفات يافت و شنيده نشد كه او امام زمان عليه السّلام را ديده باشد . روزى با آن پيرمرد زاهد در جايى ملاقات نمودم و جريانى كه گفته بود به يادش انداختم و از او - به‌طور ايراد - پرسيدم : مگر شما نگفتيد شريف قبل از مرگش حضرت صاحب الامر را - كه به او اشاره نمودى - خواهد ديد ؟ پيرمرد گفت : از كجا دانستى كه او آن حضرت را نديده است ؟ بعد از آن روزى شريف ابو المناقب پسر شريف عمر فرزند حمزه را ديدم ، و دربارهء پدرش با او گفتگو كردم . شريف ابو المناقب گفت : در يكى از شب‌هايى كه پدرم در بستر مرگ قرار داشت ، نزد او بودم ، آخر شب نيروى بدنى پدرم تحليل رفته ، صدايش ضعيف شده و درها به روى ما بسته بود . ناگهان مردى بر ما وارد شد كه هيبت او ما را گرفت ، و آمدنش را با وجود بسته بودن درها مهم تلقى كرديم ، ولى توجهى نداشتيم كه از وى سؤال كنيم . آن مرد كنار پدرم نشست ، و مدتى آهسته با وى گفتگو كرد و پدرم مىگريست . سپس برخاست و رفت و چون از ديدگان ما غايب شد ، پدرم به سختى تكان خورد و گفت : مرا بنشانيد ، ما هم او را نشانديم چشم‌هاى خود را باز كرد و گفت : اين شخص كه نزد من بود كجاست ؟ گفتم : از همانجا كه آمده بود بازگشت . گفت : دنبالش برويد . رفتيم ولى او را ديگر نيافتيم ، درها بسته بود . نزد پدر بازگشتيم و جريان را به او گفتيم ، سپس از او پرسيديم : اين شخص كه بود ؟ گفت : اين صاحب الامر عليه السّلام بود ، پس از آن سختى بيمارىاش عود كرد و بيهوش شد . « 1 » مىگويم : در حرف « ظ » مناسب اين معنى گذشت ، مراجعه شود . اسماعيل عليه السّلام گوسفندچرانى مىكرد . قائم عليه السّلام نيز اين برنامه را خواهد داشت ، در حديث مفضّل از امام صادق عليه السّلام آمده كه فرمود : و قسم به خدا اى مفضّل ! گويا مىنگرم او را كه داخل
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 52 / 55 .