تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
مستقيماً به ارادهء اوست و تنها او فاعل است و لاغير . لازمهء اين عقيده چند چيز است : اوّلًا : لغو و نفى رابطهء علت و معلولى ميان اشياء و روابط علت و معلولى است كه به‌صورت تأثير و تأثر و فعل و انفعال مشهود است ، هم‌چنين سببيّت بعضى امور براى بعض ديگر را بر عادت حمل كردن است . يعنى خداوند بر حسب يك عادت و روش خاص كه در اعمال خود دارد همواره ، امرى را مترتب بر امر ديگر و به دنبال آن تحقّق مىبخشد و گرنه علل و اسباب هيچ‌گونه تأثيرى در معاليل ظاهرى خود ندارند و معاليل و مسبّبات نيز ، متوقف بر اسباب و علل نيستند . ثانياً : افعالى كه اختيارى به‌شمار مىرود در حقيقت جبرى است و اختيار و ارادهء هيچ فاعلى در فعلش كمترين تأثيرى ندارد بلكه همه به ارادهء واجب متعال است . در دفع و ردّ اين شبهات گوييم : انتساب فعل از جهت ايجاد آن به ذات واجب متعال منافاتى با انتساب آن به غير او ندارد ، و چنان‌كه گفته شد انتساب طولى است نه عرضى ، و وسائط غير او در حقيقت چيزى جز عوامل تعيين كنندهء مشخصات شىء نيست . چه ، هر موجود مقيّد به قيودى است كه هر يك از آن قيود در جهت خاصى ، آن شىء را از اطلاق خارج ساخته ، تشخّص و تخصّص مىبخشد . يعنى حدّ وجودى موجودات با يكديگر مشخص مىشود ، زيرا همهء اشياء جهان هستى در جهات طولى و عرضى آن‌چنان با يكديگر پيوند خورده‌اند كه هر جزئى از جهان ، وابسته به اجزاء ديگر است و هر وجودى از موجودات ، در وجود خود مقيّد به ساير موجودات است . بنابراين افاضه و ايجاد يك موجود ، مستلزم افاضهء كل هستى است و افاضهء وجودى از جانب حق‌تعالى يكى بيش نيست و هر موجود بر حسب ظرفيت و توان خود از آن فيض بهره‌مند است . اما اين‌كه رابطهء عليت و معلوليت بين اشياء را انكار كرده‌اند ، آنچه در مباحث علت