مرجّح ندارد ، چون با اينگونه ترجيح كه هيچيك از دو طرف را ايجاب نمىكند و طرف ديگر همچنان در حدّ جواز باقى مىماند ، اين سؤال كه به چه دليل ماهيت ، طرف وجود يا عدم را برگزيد ؟ بىجواب مىماند .
ترجيح به وسيلهء اراده نيز ، با فرض اينكه دو طرف فعل و ترك براى فاعل بىتفاوت و مساوى باشد ، در حقيقت به معنى آن است كه مرجّح مورد نياز نيست . « 1 »
فصل پانزدهم : حيات ذات متعال
حيات بدان معنى كه ما در اقسام جانداران روى زمين مشاهده مىكنيم عبارت از اين است كه يك موجود داراى ادراك باشد و بر اساس ادراك عمل كند .
ادراكى كه در حيوانات بهطور عام وجود دارد ادراك حسّى زائد بر ذات است ، و فعل نيز فعلى است محدود كه مبتنى بر علم و ادراك خاص حيوان است .
بر اين اساس ، علم و قدرت از لوازم حيات است نه عين حيات ، زيرا از نظر ما علم مىتواند از حيات جدا شود و همچنين جدايى قدرت از حيات نيز در برخى موارد امكانپذير است .
بنابراين ، حيات در جانوران امرى است وجودى كه علم و قدرت به همراه آن است .
اكنون اگر هر موجودى كه داراى علم و قدرت زائد بر ذات باشد ، زنده و داراى حيات محسوب شود و حيات بهعنوان يك كمال وجودى براى او شناخته شود ، پس كسى كه علم و قدرت عين ذات او و هرگونه كمالى بلكه مطلق كمال از اوست ، شايستهتر است كه زنده ناميده شود .
هامش
( 1 ) . مطالبى كه در اين مبحث تحت عنوان يادآورى بيان شد قبلًا در مباحث وجوب و امكان و علت و معلول با تفصيل بيشترى آمده است . رجوع شود به فصل سوم از مرحلهء علت و معلول و فصل پنجم از مرحلهء وجوب و امكان و امتناع