باشد يا عرض و به عبارت ديگر ، ذات باشد يا صفت و يا فعل ، داراى ماهيتى است كه ممكن بالذّات است ، و نسبت به وجود و عدم در حد استواء است . و هر چيز كه در ميان وجود و عدم قرار داشته باشد ، براى آنكه به يكى از دو طرف هستى يا نيستى ميل كند و هست يا نيست گردد احتياج به مرجّح دارد ، يعنى عاملى كه وجود يا عدم او را بر ديگرى ترجيح دهد و آن را واجبالوجود كند . اين مرجّح همان علت موجبه است .
بنابراين هيچ موجود ممكنى در جهان هستى نيست كه در وجود و حدوث و بقاء خود نياز به علتى ، كه وجودش را ايجاب كند و آن را به وجود آورد ، نداشته باشد . آن علت نيز يا بايد خود واجب بالذّات باشد و يا با واسطه منتهى به واجب بالذات گردد ، و علت علتِ هر چيز ، علتِ آن چيز است .
بر اساس اين مقدّمات ، هر امر ممكن موجودى جز واجب بالذّات ، فعل واجب بالذّات و معلول اوست ، بىواسطه يا با يك واسطه يا با چند واسطه ؛ حتّى افعال اختيارى انسان و ديگر موجودات مختار .
اين مطلب به طريق ديگرى نيز قابل اثبات است .
در مباحث علت و معلول ثابت شد كه وجود معلول نسبت به علت خود ، وجود رابط است و از خود استقلال ندارد و قائم بر وجود علت است .
بنابراين همهء وجودهاى امكانى به هر نحو كه باشند ، نسبت به وجود واجب متعال ، روابط غيرمستقلى هستند ، و محاط در وجود او ، يعنى از وجود او خارج نيستند . پس در همهء عالم هستى ، جز يك ذات واحد مستقل وجود ندارد و قوام و استقلال همهء موجودات به اوست ، و بر اين اساس ، ذات و صفات و افعال همهء موجودات فعل اوست .
پس ، ذات متعال در حقيقت « فاعل قريب » است نسبت به هر فعل و فاعل آن فعل ، و اين استقلالى كه در هر علت امكانى به نظر مىآيد ، در حقيقت همان استقلال واجبى
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 498
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٩٨