تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
تحقق نيست . در ذات متعال ، جز علم و اختيار كه لازمهء علم است چيز ديگرى نيست . بنابراين همان علم او ارادهء اوست . يعنى حق‌تعالى ، مريد است به همان علمى كه عين ذات اوست . در پاسخ گوييم : آنچه مسلّم است اين است كه در بين موجودات زنده ، فاعل مختار ، جاندارى است كه فعل خود را جز از روى آگاهى به اين‌كه فعل ، خير و صلاح اوست و اراده‌اى كه در واقع كيف نفسانى است ، انجام ندهد . و واجب متعال ، فعل را جز از روى علم به خيريّت آن انجام نمىدهد ، اما اين‌كه علم ذاتى او از حيث وجود همان اراده يا مشيّت باشد ، ولو آن‌كه آن را از كيفيّات نفسانى هم ندانيم ، امرى است كه براى ما مسلّم نيست . البته مىتوان اراده را نيز مانند ديگر صفات فعليّهء حق‌ّتعالى از مقام فعل او انتزاع كرد ، چنان‌كه در مبحث صفات فعل بدان اشاره كرديم ، و قريباً هم دربارهء آن بحث خواهيم كرد . خلاصه ، هيچ دليلى براى اين‌كه مفهوم اراده بر علم واجب متعال به نظام اصلح صدق كند در دست نيست ، زيرا اگر اراده به همين مفهومى باشد كه ما مىدانيم و كيفيتى نفسانى است ، اين با مفهوم علم مغايرت دارد . و اگر داراى مفهوم ديگرى است كه مىتوان آن را بر علم به اين‌كه فعل ، خير و مصلحت است اطلاق كرد ، ما چنين مفهومى را براى اراده نمىشناسيم . به همين جهت بود كه پيش از اين گفتيم : علم واجب متعال را نسبت به نظامِ احسن ، اراده ناميدن ، به تسميه بيشتر شباهت دارد . اين نيز شايسته نيست كه اراده را با علم مقايسه كنيم و بگوييم : علم كيف نفسانى است ، سپس از ماهيت مجرّد مىگردد و حيثيت وجودى مىيابد و يكى از صفات ذاتى حق‌تعالى قرار مىگيرد و عين ذات او مىشود ، زيرا ما اگر چه برخى از مصاديق علم ، يعنى علم حصولى را از مقولهء كيف نفسانى مىشماريم ، اما برخى ديگر از