تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
مثلًا رحمت براى ما عبارت است از نوعى تأثر و انفعال روانى كه از مشاهدهء درمانده و نيازمندى كه سلامت يا آسايش و يا زندگى او در معرض نابودى قرار دارد در خود احساس مىكنيم ، و بر اين حالت عاطفى اين معنى مترتّب است كه صاحب اين حالت ، در رفع آن نيازمندىها بكوشد و كمبود او را مرتفع سازد و البته اين صفت براى او پسنديده و جزء كمالات انسانى محسوب است . اما رحمت به معنى حقيقى آن‌كه تأثر و انفعال روانى است در مورد حق‌تعالى به هيچ‌وجه قبل تصور نيست . بنابراين وقتى به او صفت رحيم و رحمن و راحم و امثال آن داده مىشود منظور ، معنى حقيقى نيست ، و حتماً از معنى مترتب بر معنى اصلى ، اين صفات را انتزاع مىكنيم كه چنان‌كه گفته شد عبارت است از رفع حاجت نيازمند ، و تبديل فقر و فاقه به غنا و بىنيازى . اين معانى را مىتوان به ذات واجب نسبت داد و صفت رحيم و امثال آن را از آن مشتق نمود و به‌عنوان صفات فعلى براى او منظور داشت . اراده‌اى كه به حق‌تعالى نسبت داده مىشود و منتزع از مقام فعل است [ و كيفيت نفسانى آن مورد نظر نيست ] يا مستقيماً از فعلى كه در خارج تحقّق دارد انتزاع مىيابد - چه ، فعل از جهات متعدد داراى معانى مختلف است و مىتوان اوصاف اراده ، سپس ايجاب ، سپس وجوب ، سپس ايجاد و سپس وجود را از آن انتزاع كرد - و يا مىتواند از حضور علت تامّهء فعل ، انتزاع گردد . چنان كه ما هنگامى كه مشاهده مىكنيم كسى همهء عوامل و اسباب انجام فعلى را فراهم ساخته است مىگوييم ، او ارادهء فلان كار را دارد .

فصل چهاردهم : شمول ارادهء واجب متعال

در مباحث گذشته ، اصولى به تحقيق پيوسته كه به‌طور اجمال عبارتند از : در هر چيزى ، آنچه اصالت دارد وجود است . موجود دو قسم است ، واجب بالذّات و غير واجب بالذّات . آنچه غير از واجب بالذات باشد ، اعم از آن‌كه جوهر