تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
جز او ، بنابراين ذات متعال قادر است . قدرت را به اين معنى به عقول مجرده نيز مىتوان نسبت داد . اكنون اگر گفته شود : تعريفى كه در اين‌جا از قدرت واجب متعال به عمل آمد ، ذات متعال را از صفت اراده تهى مىسازد ، و در تعريفى كه متداول بين اهل نظر است ، مبنى بر اين‌كه : قدرت عبارت است از آن‌كه شىء چنان باشد كه اگر بخواهد فعل را انجام دهد و اگر نخواهد آن را ترك كند ، متضمن اثبات اراده به‌عنوان يك صفت ذاتى براى ذات متعال است و قوام قدرت نيز وابسته به اراده خواهد بود ، كه البته ايشان اراده را در مورد حق‌تعالى به « علم به نظام اصلح » تفسير كرده‌اند . گوييم : آنچه ايشان در معنى قدرت گفته‌اند ، در حقيقت همان چيزى است كه ما در اين‌جا بيان كرديم ، با قيود سه‌گانهء : مبدئيّت و علم و اختيار . بنابراين آنچه در توضيح قدرت حق‌تعالى گفته‌اند درست است ، تنها مسئلهء مهمّ اين است كه ايشان علم حق‌تعالى را مصداق اراده گرفته‌اند و اين مطلبى است غير قابل اثبات و به نام‌گذارى بيشتر شبيه است تا اثبات حقيقت امر . حال اگر گفته شود ، چه اشكالى دارد كه يك وجود واحد بر حسب نشآت گوناگون ، ماهيات مختلف پيدا كند و مراتب متفاوتى داشته باشد ؟ مانند علم ، كه اگر به خارج از نفوس ما تعلق داشته باشد كيفيت نفسانى خواهد بود و اگر به نفس تعلّق گيرد جوهر نفسانى و اگر به عقل تعلّق گيرد جوهر عقلانى خواهد بود ؛ نيز علم واجب بالذّات واجب بالذات است و علم ممكن بالذّات ممكن بالذات است . بنابراين ، هرگاه اراده‌اى كه در ما وجود دارد از مقولهء كيف نفسانى باشد ، مانع از اين نخواهد بود كه اراده حق‌تعالى نسبت به فعلش ، علم ذاتى او باشد . اين نيز مسلّم است كه فاعل مختار جز از روى اراده ، فعلى را انجام نمىدهد ، و واجب متعال نيز فاعل مختار است . پس او در فعل خود داراى اراده است ، ليكن اراده‌اى كه در ما وجود دارد از مقولهء كيف نفسانى است و اين در مورد حق‌تعالى قابل