هم با علم فرق دارد و هم با شوق . پس از آنكه اراده به تحقق پيوست ، فعل خاص يا به حركت درآوردن عضلات ، به وسيلهء قوهء فعّاله كه در سراسر بدن و اندامهاى آن گسترده است انجام مىپذيرد .
اين معنايى است كه تحقيق دقيق دربارهء قدرت - در حدّى كه براى انسان مطرح است - در دسترس ما قرار مىدهد و قيود آن چنانكه ذكر شد عبارت است از : مبدئيّت نسبت به فعل در فاعل آگاه ، علم و آگاهى به خيريت فعل براى فاعل ، اختيار در انجام فعل كه ملازم با علم مذكور است ، شوق نسبت به فعل ، اراده يا خواستن فعل .
اكنون در مورد واجب متعال بايد توجه داشت ، همچنان كه پيش از اين گفتهايم ، هر كمال وجودى كه در عالم وجود باشد در مرتبهء ذات متعال موجود است ؛ بنابراين او عين قدرت است . ليكن شوق كه كيفيتى نفسانى است و با فقر و نياز همراه است ، در حريم كبريايى او راه ندارد ، چه ، او از هر نقص و عدمى منزّه است .
اراده نيز چون كيفيتى نفسانى است و با شوق و علم هم تفاوت دارد از ماهيات امكانى است و ذات مقدّس حق از ماهيت و امكان مبرّاست . بنابراين اراده هم به معنايى كه براى ما مطرح است در ذات واجب متعال تحقق ندارد .
گذشته از اين ، اراده همواره با آن چيزى همراه است كه خواسته شده و مراد است و هرگاه مراد از امور فانى و ناقص باشد ، اراده نه قبل از آن وجود خواهد داشت و نه بعد از آن . بنابراين اتّصاف ذات واجب متعال بدين صفت ، مستلزم تغيّر ذات خواهد بود كه محال است .
از آنچه گذشت روشن شد كه قدرت ، به معنايى كه از هرگونه نقص و عدم بر كنار باشد و بتوان آن را به ذات مقدّس حقتعالى نسبت داد ، عبارت است از : مبدأ فاعليّت نسبت به فعل ، توأم با علم به خيريّت ، همراه با اختيار در ترجيح يك فعل بر ديگرى .
ذات واجب ، خود مبدأ فاعلى هر موجودى است و به نظام اصلح در همهء اشياء جهان هستى آگاه است و در فعل خويش مختار است ؛ چه ، هيچ چيزى در هستى مؤثّر نيست
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 493
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٩٣