تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
را ايجاد كند ، پرورش آن را نيز بر عهده مىگيرد و چون چيزى را پرورش دهد ، آن را از نقص به كمال ترقى مىدهد و هم‌چنان او در مقام وجوب و قدم خويش باقى است و باقى اشياء و كائنات در صفت حدوث و امكان خود براى هميشه باقى خواهند ماند .

فصل يازدهم : علم واجب متعال

پيش از اين به تحقيق رسيد كه هر موجود مجرّد از ماده بر ذات خويش علم حضورى دارد ، زيرا ذاتش كه مجرّد از ماده است نزد او حضور دارد و معنى علم ، جز حضور چيزى نزد چيزى نيست ؛ و واجب متعال منزّه از ماده و قوه است بنابراين ذات او نزد او حاضر و معلوم است . هم‌چنين گفته شد كه ذات متعال ، حقيقت هستى و وجود محض و بسيط و واحد به وحدت حقّه است كه هيچ نقص و عدم در او راه ندارد و در سراسر جهان هستى و نظام پيدا و پنهان وجود ، هيچ‌گونه كمال وجودى نمىتوان يافت كه ذات حق آن را در مرتبه‌اى والاتر و برتر دارا نباشد ؛ و اين كمالات وجودى در ذات او نسبت به يكديگر تمايز شخصى ندارد ، چون ذات او بسيط و بىجزء و تركيب است . بنابراين هر چه جز او هست در مرتبهء ذات او موجود و معلوم اوست و او بر تمامى ذرات هستى در مرتبهء ذات خويش ، علمى تفصيلى دارد در عين اجمال و علمى اجمالى دارد در عين تفصيل . هم‌چنين گفته شد كه هر چه جز او هست از ممكنات و موجودات همه معلول او و بلاواسطه يا با يك واسطه و يا با واسطه‌هاى متعدد منتهى به او و قائم به اوست . چه ، وجود همهء ممكنات وجود رابط است و قائم بر وجود مستقل او و همگى در حقيقت وجودى خويش نيز او حاضر و آشكار است و همه چيز براى او معلوم به علم حضورى است . آنچه مجرّد از ماده است به‌طور مستقيم و آنچه مادى است با صورت مجرّد خود نزد او حاضر و معلوم است . از آنچه گذشت روشن شد كه ذات واجب