تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
آن‌كه او فياض و ايجاد كنندهء هرگونه كمال است ، پس سخن ايشان باطل و محال است . با اين توضيح قول كسانى كه پنداشته‌اند معنى صفات ثبوتيّه ، سلب و نفى مقابل‌هاى آنهاست و مثلًا معنى علم و حيات و قدرت ، نفى جهل و مرگ و ناتوانى از ذات مقدس است ، نيز ابطال مىشود ، اما اين‌كه برخى گفته‌اند : « اين صفات عين ذات واجبند ، ليكن الفاظ آنها مترادف است و يك مفهوم دارد » ، ظاهراً چنين مىنمايد كه ايشان مفهوم و مصداق را با هم اشتباه كرده باشند ، زيرا آنچه از طريق برهان اثبات مىشود اين است كه اين صفات در مصداق و وجود خارجى واحدند ، ليكن مفاهيم آنها مختلف است و اتّحاد آنها امكان‌پذير نيست . لغت و عُرف نيز مترادف بودن علم و حيات و قدرت و امثال آن را تكذيب مىكند .

فصل دهم : صفات فعليهء زائد بر ذات واجب

شك نيست كه واجب بالذات داراى صفات فعلى است كه در اضافه با غير او تحقّق دارد مانند خالق و رازق و بخشنده و آمرزنده و مهربان و امثال اين‌گونه صفات كه تعداد آنها بسيار است و صفت « قيّوم » همهء آنها را در بر مىگيرد . اين صفات از آن جهت كه مضاف بر غير ذات واجب است در تحقق نيز متوقف بر غير ، يعنى همان مضاف‌ٌاليه است ، و چون هر چيزى غير از ذات متعال فرض شود معلول ذات او و در وجود ، متأخّر از اوست ، بنابراين صفتى كه بر غير او متوقف باشد نيز متأخّر از ذات و زائد بر آن خواهد بود . پس اين‌گونه صفات از مقام فعل حق‌تعالى انتزاع مىيابد و به ذات متعال نسبت داده مىشود . موجود امكانى داراى وجودى است كه به نفسه نيست بلكه بغيره است ؛ از اين‌رو هرگاه نظر بر ذات آن باشد وجودش مستقل است و عنوان وجود بر او صادق است ، ليكن اگر با توجه به غيرى كه وجودش از اوست در نظر گرفته شود ، ايجاد است نه وجود ، و آن غير موجد او خواهد بود . همين وجود به اعتبارهاى ديگر ، نام ابداع ،